ساعت ۱۴:۳۰ شنبه ۲۴ تیرماه ۱۳۹۱ یکی از روزهای به‌یادماندنی و فراموش نشدنی در کوه‌نوردی ایران بود. چهار دیواره‌نورد ایرانی پس از تلاشی سخت و پشتیبانی ۱۰ همنورد خود بر بلندای برج بی‌نام ترانگو که یکی از مشهورترین و درعین حال دشوارترین ستون‌های سنگی دنیاست ایستادند و این‌چنین شد که رویای چند ده‌ساله دیواره‌نوردان ایرانی به حقیقت پیوست، دیواره‌نوردانی که برخی از آنها دیگر در قید حیات نبودند و شاید با حسرت این صعود با این دیار خاکی بدرود گفتند.

حضور يك تیم ايراني در اين منطقه و اجرای چنين کار گروهي نشان‌دهنده آن است که با تمرین و کمک در رفع اشتباهات  فني يكديگر و رفاقت و گذشت می‌توان از ناممکن‌ها ممکن ساخت. نفرات این تیم که همه صادقانه برای موفقیت تيم تلاش کردند و حتي برخي از حق صعود خود برای موفقیت تیم چشم‌پوشي كردند؛ کاری انجام دادند که پيش از اين به‌ندرت انجام شده بود.

شاید روزی که این جوانان اعلام نمودند که قصد اجرای چنین برنامه‌ای را دارند خوش‌بین‌ترین افراد کسانی بودند که تنها تشکیل این تیم و حضور در منطقه ترانگو و فعالیتی نیمه تمام را متصور بودند و صعود این برج را در این تلاش نخستین رویایی دست نیافتنی می‌پنداشتند اما در این روز به‌یاد ماندنی ثابت شد که می‌توان به رویا هم جامه تحقق پوشاند.

برج ترانگو صعود شد و حال باید به بلندپروازی و اوج گرفتن دیواره‌نوردان ایرانی بر اهدافی بزرگ‌تر از برج بی‌نام ترانگو اندیشید.

نفرات تیم عبارتند از: حسن گرامی (سرپرست – تهران)، حسین بلند اختر (مسؤل فنی تیم – تهران)، حمید بذرافکن (پزشک– فارس)، سید ساعد نجفی (البرز)، عباس محمدی (اراک)، مهدی فرهادی (تهران)، سعید محمودی (تهران)، حمید امیری (کرمانشاه)، حمیدرضا شفقی (تهران)، علی کریمی (تهران)، مجتبی ثقفی (البرز)، پژمان زعفری (اراک)، فرشاد میجوجی (قزوین) و شهرام عباس ن‍ژاد (رودهن – مسؤل روابط عمومي )

از برنامه گشایش مسیر همای سعادت به همراه حسین برگشته بودیم. حسن گرامی با ما تماسی داشت. چند وقت بود که بحث ترانگو دوباره مطرح شده بود و این بار عموحسن بود که مصرانه پیگیر اجرای این برنامه بود. در اولین جلسه هماهنگی، اردوهایی که حسن گرامي طراحی کرده بود به افرادي كه دعوت شده بودند اعلام گرديد تا در مورد حضور یا عدم حضور در این برنامه تصميم‌گيري كنند. پس از حدود ۳ ماه و طی انتخاباتی که برگزار شد حسن گرامی به عنوان سرپرست تیم و حسین بلند اختر به عنوان مسؤل فنی تیم قبول مسؤلیت کردند. این تیم بدون آنکه نظارتی از بیرون بر روی آن باشد با نظم و ترتیب و بدون وقفه اردوها را برگزار کرد. با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده و اثبات توانایی‌ها در اردوهای اجرا شده توانستیم مجوز شورای برون مرزی را برای تیم دریافت کنیم و به این ترتیب این تیم که به صورت مستقل و خودجوش شکل گرفته بود توانست خود را برای تحقق یک رویای دیرینه در دیواره‌نوردی ایران آماده سازد.

 تیم ۱۲ نفره ما روز چهارشنبه ۲۸ خرداد ماه در میان بدرقه چشمگیر خانواده و دوستان و علاقه‌مندان کوه‌نوردی و دیواره‌نوردی با پرواز هواپیمایی کویت فرودگاه امام خمینی را ترک کرده و با به پایان رساندن اکسپدیشن سخت و دشواری که همانا تهیه مقدمات و آمادگی اجرای برنامه بود نفسی به راحتی کشیدیم و خود را آماده بخش سهل و آسان‌تر برنامه یعنی رفتن به کشور پاکستان- قراقروم و منطقه ترانگو و صعود برج بی‌نام نمودیم.

پس از یک پرواز یک ساعت و سی دقیقه به کویت و توقفی کوتاه در فرودگاه این کشور و سفری ۳ ساعته به اسلام‌آباد پایتخت کشور پاکستان رسیدیم.

اقامت در اسلام‌آباد (۲۹ و ۳۰ خرداد)

از فرودگاه وارد فضای غبارآلود و شلوغ شهر شده و نماینده شرکت ATP  که به استقبال ما آمده بود ما را به هتل کانتیننتال اسلام‌آباد هدایت نمود و در این هتل نیز مورد استقبال آقایان اشرف امان(کوهنورد نام آشنای پاکستانی) و نیکنام سعید صاحبان و مدیران ارشد شرکت ATP قرار گرفتیم. سپس افسر تیم آقای محمد امین (نماینده شرکت ATP که در تمامی مراحل حضور ما در کشور پاکستان همراه تیم و مسؤل اجرای تور ما خواهد بود) توسط آقای نیکنام به گروه معرفی شد. محمد امین مردی دوست داشتنی، مهربان و فوق العاده مسؤلیت‌شناس بود با سابقه‌ای بیش از ده سال در هدایت تیم‌های مختلف در منطقه قراقروم پاکستان.

دیدار از شرکتATP  و حضور در ضیافت شامی که آقایان اشرف امان و نیکنام به افتخار تیم ما ترتیب دادند و همچنین گشت در شهر اسلام‌آباد و خرید برخی مایحتاج برنامه در این دو روز انجام گرفت. در طول زمان حضور در اسلام‌آباد متوجه شدیم که این صعود تا چه حد برای پاکستانی‌ها اهمیت دارد. برج‌های ترانگو به دلیل سختی صعود و دشواری آن، تا به آن زمان تنها توسط تعداد معدودی از سنگنوردان کشورها صعود شده و صعود آن در منطقه دارای ارزش و احترام خاصی است. اشرف امان، اولین کوهنورد پاکستانی صعودکننده K2  در توصیف این قله و مقایسه آن با ۸۰۰۰ متری‌ها، آن را کاری بسیار دشوار معرفی کرده که علاوه بر توانایی جسمانی فوق‌العاده بالا، آشنا بودن به تکنیک‌های زندگی در دنیای عمودی را نیز جزو پیش‌نیازهای این برنامه می‌دانست. وی اظهار داشت که این صعود در صورت موفقیت جزو افتخارات بزرگ شرکت او خواهد بود. یکی دیگر از دلایل اهمیت این صعود برای پاکستانی‌ها نیز آن بود که از کشورهای مسلمان تا به حال صعودی بر روی این مجموعه دیواره‌ها انجام نشده است و با توجه به آنکه آنها ایرانیان را مسلمان و برادر خود می‌دانند در افتخار این صعود خود را سهیم می‌دانند.

سفر زمینی از اسلام‌آباد به اسکاردو (۳۱ خرداد و ۱ تیرماه)

 مقصد ما پس از اسلام‌آباد شهر اسکاردو (پایتخت کوه‌نوردی پاکستان) بود. پس از دو روز اقامت در اسلام‌آباد و منتفی شدن امکان عزیمت هوایی روز شنبه ۳۱ تیرماه سوار بر اتوبوس، سفر دوروزه خود را به سمت اسکاردو آغاز کردیم. مسیر حرکت ما بزرگ‌راهي موسوم به بزرگراه قراقروم بود (جاده ترانزیتی بین پاکستان و چین) جاده‌ای  عمدتا ناهموار و خطرناک که بخشی از آن در مناطق تحت نفوذ طالبان و تندروهای مذهبی قرار داشت و البته همواره با مناظری بسیار زیبا و شگرف در امتداد رودخانه عظیم و وحشی ایندوس. یکی از زیباترین این مناظر نمای قله عظیم و سر به فلک کشیده نانگاپاربات بود قله‌ای که از آن به نام کوه قاتل یاد می‌شود و یکی از خوبان این سرزمین “سامان نعمتی ” برای همیشه در آن آرمیده است. بزرگراه قراقوروم که از بسیاری از جاده‌های کوهستانی موجود در ایران باریک‌تر و گاهی عرض آن به اندازه عبور یک ماشین بیشتر نيست طول تقریبی آن ۷۰۰ کیلومتر است. عموم مردم در طول این مسیر سنی مذهب بوده و اعتقادات مذهبی افراطی دارند. تمامی مسیر این بزرگراه توسط ارتش پاکستان کنترل می‌شود. یک لحظه غفلت ارتش از هر کدام از پل‌های ساخته شده در این مسیر، می‌تواند با بمب‌گذاری و تخریب پل همراه باشد. توقف‌های طولانی برای چک کردن خودروها و همراهی سربازان با خودروی ما به عنوان محافظ نفرات تیم را خسته کرده است.

اقامت در اسکاردو (۲ تیرماه)

پس از سفر هیجان‌انگیز و البته خسته‌کننده بزرگراه قراقروم سر انجام به شهر زیبا و کوهستانی اسکاردو رسیدیم و در متل کنکوردیا که در حاشیه شهر قرار داشت اقامت گزیدیم.

 اسکاردو از شمالی‌ترین شهرهای پاکستان و نزدیک‌ترین شهر به کوه‌های سر به فلک کشیده قراقروم است که هر ساله در ماه‌های ژوئن تا سپتامبر میزبان کوهنوردان بسیاری از سراسر دنیاست که رنج سفری دشوار را به تن خریده‌اند تا از یکی از شگفت‌انگیزترین و زیباترین مناطق کوه‌نوردی دنیا یعنی منطقه قراقروم و یخچال عظیم بالترو دیدار کنند. مردم این شهر مسلمان و شیعه هستند و علاقه بسیاری به مردم و مسؤلین حکومتی ایران دارند، علاقه و اشتیاقی که برای ما بسیار غریب و شگفت‌انگیز بود! در مجاورت شهر اسکاردو دریاچه‌ای بزرگ و رویایی قرار دارد که آب آن از هیمالیای قراقورم سرچشمه می‌گیرد. اطراف این شهر بسیار کوچک، نمایی نعلی شکل از قله‌های مرتفع و سربه فلک کشیده وجود دارد که چشمان هر بیننده‌ای را نوازش می‌دهد. در اسکاردو سه فروشگاه وسایل کوه‌نوردی وجود دارد که عموما تجهیزات دسته دو و کارکرده تیم‌ها را خرید و فروش می‌کنند. همچنین در بازار آن نیز بخشی برای پوشاک نو کوه‌نوردی وجود دارد. اعضای تیم آخرین کسری‌های خود مانند كپسول گاز و … را از این فروشگاه‌ها تهیه می‌کنند. همچنین در طول اقامت در اسکاردو با حضور در دفتر ATP نسبت به تحویل گرفتن بشکه‌ها و آماده‌سازی نهایی آنها برای تحویل به باربرها اقدام می‌کنیم. مقصد بعدی ما روستای آسکولی است. مسیر اسکاردو به آسکولی یک مسیر جیپ رو ۶ ساعته می‌باشد.

سفر ۶ ساعته از اسکاردو به آسکولی و اقامت در این روستا (۳ تیرماه)

مسیر اسکاردو به آسکولی جاده‌ای عمدتا خاکی و در بخش‌هایی بسیار ناهموار است که رانندگان پاکستانی با تبحر خاصی با جیپ‌های تویوتای خود آنها را طی می‌کنند هر چه به آسکولی نزدیک‌تر می‌شویم طبیعت خشن‌تر و وحشی‌تر شده و قله‌های سر به فلک کشیده از گوشه و کنار سر بر ‌آورده و خودنمایی می‌کنند. گاهی در هنگام عبور از جاده و  با بیرون آوردن سر می‌توانید چرخ خودرو را در انتهای شانه خاکی جاده مشاهده کنید که ریزش این شانه خاکی و یا اشتباه راننده می‌تواند سقوطی ۳۰۰ متری را به داخل رودخانه به ارمغان آورد!

روستای آسکولی آخرین روستا در امتداد دره و محل شروع پیاده‌روی ما در امتداد دره بالترو به سمت کمپ اصلی ترانگو است.

حوالی ظهر به آسکولی می‌رسیم در ساختمانی که شرکت ATP برای ما تعیین نموده یک شب اقامت می‌کنیم و بعد از ظهر را به گشت در روستا و دیدار با مردم و همچنین بازدید از موزه مردم شناسی آسکولی می‌گذرانیم. کودکان در آسکولی از کوچک تا بزرگ دایما در حوالی ما در حال چرخش هستند. آنها در بدترین وضعیت ممکن زندگی می‌کنند و وضعیت بهداشتی در کل مسیر و به‌خصوص این منطقه بسیار تاثربرانگيز است. در این روز متوجه می‌شویم که سعید محمودی دچار مسمومیت شده و نیاز به مراقبت پزشکی دارد پس از پیگیری زیاد پزشکی را در یک تیم اسپانیایی که در آسکولی مستقر است می‌یابیم و با توصیه پزشک مقرر می‌شود که سعید یک روز را در آسکولی استراحت نموده و به همراه حسن و مجتبی با یک روز فاصله از تیم به سمت کمپ اصلی حرکت کنند. ارتفاع آسکولی از سطح آب‌های آزاد ۲۹۵۰ متر می‌باشد.

پیاده‌روی سه روزه از آسکولی به کمپ اصلی ترانگو (۴ و ۵ و ۶ تیرماه)

صبح روز بعد همگی در محوطه ساختمان حاضر می‌شویم. آقای امین در میانه حیاط ایستاده و به‌همراه سردار باربرها در حال وزن کردن بشکه‌ها و کیسه بارهای ماست و انبوهی باربر نیز پشت درب در انتظار اینکه باری نیز نصیب آنها شود.  نگاه‌های نگران آنها از پشت میله‌های درب آهنی نشان‌دهنده عمق فقر و تنگدستی آنهاست که برای دستمزدی روزانه حداکثر ۵۰۰ روپیه (۱۰ هزار تومان) حاضرند بارهای ۲۵ تا ۳۰ کیلوگرمی را ساعت‌ها حمل کنند.

پس از تقسیم بارها بین باربرها ساعت ۷ و سی دقیقه صبح حرکت خود را از آسکولی آغاز کرده و در امتداد رودخانه در دره بالترو راه خود را در مسیر پاکوب طی می‌کنیم. کمپ اول ما “جولا” مسیر طولانی و خسته‌کننده است. این مسیر با امتداد در کنار رودخانه‌ای که از یخچال بالترو منشا می‌گیرد ادامه پیدا کرده و با حرکت در مسیری دشت مانند خود را به یخچال می‌رساند. رودخانه مانند ماری در دل دشت پیچیده و عبور از این دشت و پیاده‌روی در مسیری که تغییرات ارتفاعی آن چشمگیر نیست ما را به اولین کمپ (جولا JULA) می‌رساند. این کمپ در منطقه‌ای سرسبز واقع شده و آب چشمه‌ای که از ارتفاعات بالای کمپ سرازیر می‌شود چهره کمپ را زیباتر کرده است. برای اطمینان از کیفیت آب دستگاه تصفیه آب خود را راه می‌اندازیم. در این کمپ تعداد زیادی دستشویی و همچنین یک باطری سولار بزرگ جهت تامین انرژی نیز نصب شده است. این قبيل تشكيلات در بیشتر کمپ‌های مسیر وجود دارد.

شب را در کمپ جولا سپری می‌کنیم گروه‌های زیادی در جولا مستقرند که بیشتر آنها به قصد پیاده‌روی تا کمپ اصلی کی۲ وارد منطقه شده‌اند.

روز بعد از دره فرعی خارج شده و در مسیر پاکوب امتداد دره بالترو و مجاورت رودخانه خروشان و گل‌آلودی که از یخچال عظیم بالترو سرچشمه می‌گیرد راه خود را ادامه می‌دهیم مناظر قله‌های ۶ و ۷ هزار متر کم‌کم نمایان‌تر می‌شود و با نگریستن به آنها گذر زمان را حس نمی‌کنیم.

پس از پیاده‌روی حدود ۷ ساعت به کمپ زیبای پایو می‌رسیم که در لابه‌لای درختان انبوهی قرار دارد که سرسبزی و طراوت خود را از چشمه زلال و پر آبی می‌گیرد که از دامنه‌‌های کوه پایو می‌جوشد. کمپ نسبتا شلوغ است و تیم‌های مختلفی در آن مستقرند. چند ساعتی از استقرارمان می‌گذرد که حوالی غروب حسن، سعید و مجتبی هم به ما ملحق می‌شوند بچه ها شادمانه به استقبال آنها رفته و به‌خاطر فعالیت سنگینشان در پیمودن یک‌روزه مسیر آسکولی به پایو به آنها خسته نباشید می‌گویند. از اینکه کل تیم دوباره در کنار هم قرار گرفته‌اند بسیار خوشحالیم.

روز سوم پیاده‌روی خود را از کمپ پایو در امتداد دره ادامه می‌دهیم کم‌کم نشانه‌هایی از برج‌های عظیم منطقه ترانگو از لابه‌لای ابرها پدیدار می‌شود که همه را به هیجان می‌آورد. بعد از حدود ۳ ساعت پیاده روی از پایو  به پیشانی یخچال می‌رسیم. در اینجا مسیر کمپ اصلی ترانگو از مسیر اصلی یخچال بالترو که به کمپ‌های اصلی k2 و گاشربروم‌ها ختم می‌شود جدا شده و به سمت غرب منحرف می‌شود. از کنار دیواره گرانیتی زیبایی که در مجاورت یخچال قرار دارد راه خود را ادامه داده و به کمپ فقيركمپ (کمپي که محل استراحت باربرهایی است که در مسیر ترانگو رفت و آمد می‌کنند) می‌رسیم و در میان بارش خفیف باران و در هوایی مه‌آلود به سمت دره ترانگو منحرف می‌شویم. ابتدا برج کاتدرال را می‌بینیم که طلوع خورشید به همراه ابرهایی که آن را فرا گرفته‌اند رخ آن را طلایی و غبارآلود کرده. گریت ترانگو (Great Trango)، سر از ابرها بیرون آورده و Red Trango از دوردست‌ها چشمک می‌زند. «هاینابلاک» و «کت اییر» نیز به همراه «اولی بیاهو» در طرف مقابل سر به فلک کشیده‌اند. اما نگاهی به دره پشتی گریت ترانگو  دو غول سنگی ترانگو ۲ و برج پینوکیو را به رخ ما می‌کشاند که همچون نگهبانانی نیزه به دست از گوهری گرانبها محافظت می‌کنند و این گوهر چیزی نیست جز «ترانگو تاور» مشهورترین برج سنگی دنیا. این برج که به برج «بی‌نام» نیز معروف است معروف‌ترین برج سنگی در این منطقه می‌باشد و شهرت آن نیز به این دلیل است که دسترسی به آن جز از طریق دیواره‌نوردی امکان‌پذیر نیست. برجی سنگی و خارا که از تمامی جبهه‌ها به صورت عمود سربه فلک کشیده. این مجموعه سنگی شور و اشتیاق خاصی در نفرات تیم ایجاد کرده و عظمت بلندترین غول‌های سنگی دنیا و در راس آنها ترانگو تاور نفرات تیم را شوق‌زده کرده است؛ برج‌هایی که برای دیدن قله آنها کاملا باید سر را به سمت بالا بیاوری. کمپ ما در ابتدای دره‌ای که به سمت برج بی‌نام می‌رود و در کنار دریاچه‌ای زیبا برپا می‌گردد.

برپایی کمپ اصلی

کمپ اصلی در کنار دریاچه‌ای برپا می‌شود که پیش از این فقط آن را در فیلم‌هایی که از ترانگو می‌دیدیم مشاهده کرده بودیم. در کنار این دریاچه دیواره‌نوردان بزرگی همچون آلکس لووه و برادران هوبر نیز کمپ زده بودند. انگار کم‌کم دارد باورمان می‌شود که در  منطقه هستیم. همه چیز کم‌کم با رویاهایمان هم‌شکل می‌شود.

 پس از برپایی کمپ اصلی و باز شدن نسبی هوا به ابتدای دره می‌رویم تا برج سحرآمیز بی‌نام را مشاهده کنیم برج از لابه‌لای ابرها بیرون آمده و ما مبهوت از ابهت و زیبایی آن به نظاره‌اش می‌نشینیم. چهره ذوق‌زده بچه‌ها بسیار دیدنی است دیواره‌ای که مدت‌ها با رویای آن به خواب می‌رفتیم و آرزومندانه به تصاویرش می‌نگریستیم و برای وصالش لحظه شماری می‌کردیم حال بدون واسطه در برابر دیدگانمان قرار دارد با حسی غریب و تکرار نشدنی.

از روز بعد کار اصلی ما آغاز خواهد شد ماراتن نفس‌گیری که پایانش صعود یکی از عظیم ترین و دشوارترین و البته زیباترین ستون‌های سنگی دنیاست.

با توجه به توضیحات راهنمای تیم (محمد امین) چهره منطقه تا به حال این‌گونه نبوده است. حجم برف زیادی در دره ترانگو نشسته و رد تازه بهمن که از روی جبهه جنوبی گریت ترانگو ریخته همه را کاملاً متعجب کرده است. در هیچ‌کدام از عکس‌هایی که از برج بی‌نام دیده بودیم دره برفی نداشت و حالا متوجه می‌شویم که تیم ما یک ماه زودتر به منطقه آمده است. دو کوهنورد جوان فرانسوی را در کمپ اصلی ملاقات می‌کنیم که قصد صعود مسیر شعله‌های ابدی برج بی‌نام را دارند و ۱۰ روز  قبل از ما وارد منطقه شده و حدود دو طول از مسیر را نیز ثابت‌گذاری کرده‌اند.

در صحبت با فرانسوی‌ها، یکی از آنها می‌گوید که در هنگام صعود یک قارچ یخی از روی دیواره سقوط کرده و در فاصله یک متری او به دیواره برخورد کرده. او بسیار خوشحال بود که همچنان زنده است. همچنین آنها در روز قبل و هنگام عبور از دره با بهمن بزرگی مواجه شده بودند که با خوش شانسی از مسیر آن فرار کرده بودند.

۲۱ روز فعالیت در منطقه ترانگو تاور (۷ الی ۲۷ تیرماه)

روز اول:

عباس محمدی، حمید شفقی، سعید محمودی و مهدی فرهادی ساعت ۱۱ به قصد برپایی کمپ پیشرفته (ABC) و همچنین شناسایی محل شروع مسیر اسلوونی کمپ اصلی را ترک می‌کنند و ساعتی بعد نیز حسین بلند اختر و حسن گرامی نیز به سمت بالا حرکت می‌کنند. حضور زودتر از موعد ما در منطقه باعث می شود که عبور از این دره نیز بسیار سخت‌تر شود. حجم برف زیاد موجود در دره، بهمن‌هایی که از دیواره‌های اطراف فرو می‌ریزد و ریزش سنگ و حرکت مورین‌های موجود در دره آن را به منطقه مرگ تبدیل کرده است. با توجه به آنکه هیچ اطلاعاتی در مورد زمان رسیدن به پای دیواره وجود نداشت تصور می‌کردیم که با یک راه‌پیمایی ۲ ساعته به پای دیواره خواهیم رسید اما واقعیت چیز دیگری بود. اولین دستیابی به پای دیواره برای بیشتر نفرات اعزامی در روز اول حدود ۶ ساعت طول کشید! این مساله به دلیل تغییر ارتفاع ۱۰۵۰ متری در طولي کوتاه و به خاطر شیب تند مسیر بود. مسیری که هر بار پیمایش آن در این برنامه قبول کردن ریسک آسیب و جراحت در اثر ریزش سنگ یا بهمن را می‌طلبید.  ساعت ۱۷ کمپ پیشرفته موقت  در ارتفاع۴۹۲۰ متر برقرار شده و عمو حسن نیز تا روی  گردنه‌ای که محل شروع مسیر است صعود کرده و  موقعیت بالاتری را برای کمپ پیشرفته در کنار چادر نفرات فرانسوی شناسایی می‌کند و سپس راه بازگشت را درپیش می‌گیرد. کلیه نفرات پس از ایجاد کمپ ABC(Advanced Base Camp)  در ارتفاع ۴۹۲۰ متر به سمت کمپ اصلی باز می‌گردند. این کمپ از لحاظ ارتفاع ۸۰ متر پایین‌تر از گردنه بین قله بی‌نام و گریت ترانگو می‌باشد. ابتدای شروع مسیر اسلونی از پشت این گردنه است.

روز دوم:

امروز نفرات گروه دوم از کمپ اصلی به سمت بالا حرکت خود را آغاز می‌کنند. حاجی نجفی، حمید امیری، علی و پژمان جهت حمل بار و مجتبی و فرشاد نیز سبکبار جهت شب مانی در کمپ پیشرفته و شروع صعود در روز بعد عازم کمپ پیشرفته می‌شوند. در پایان روز چادر دیگری در حدود ۸۰ متر بالاتر  و  در مجاورت کمپ فرانسوی‌ها ایجاد شده و پژمان و فرشاد در این کمپ شب‌مانی کرده و قرار بر این می‌شود که در روز بعد چادر کمپ پیشرفته موقت به مکان جدید و بالاتر انتقال پیدا کند و کمپ پیشرفته ما در ارتفاع ۵۰۰۰ متری برقرار گردد. مجتبی و علی در کمپ پایین‌تر می‌مانند. باقی نفرات در این روز در کمپ اصلی استراحت می‌کنند.

در صورتی که از کمپ اصلی به دیواره نگاه کنیم کمپ پیشرفته اول در قسمت گوشه سمت راست دیواره مشاهده می‌شود و کمپ پیشرفته دوم با ارتفاع گرفتن و حرکت به سمت شرق و طی کردن مسیری حدود ۳۰ دقیقه به نزدیکی‌های گردنه بین برج بی‌نام و ترانگوی بزرگ.

روز سوم:

از چادر ABC 2 با حرکت به سمت گردنه و حدود ۵۰ متر افزایش ارتفاع به یک سنگ عمودی می‌رسیم که بر روی آن طناب ثابت کهنه و مستهلکی کشیده شده است. با یومار زدن بر روی این طناب ثابت به روی گردنه می‌رسیم و در پشت گردنه و با ادامه دادن در مسیر طناب ثابت و طی مسافتی حدود ۱۰ متر به پای مسیر می‌رسیم. نکته آنکه ابتدای مسیرهای شعله‌های ابدی و اسلونی تا روی طاقچه آفتاب در ارتفاع ۵۲۵۰ متر کاملا مشترک است. ارتفاع پای کار و ابتدای دیواره حدود ۵۰۵۰ متر می‌باشد.

طول یک مسیر توسط پژمان و فرشاد صعود و ثابت‌گذاری می‌شود. درجه طبیعی صعود این طول ۵,۱۲a است. این طول تقریبا یک قسمت عمودی و با گیره‌های محدود است که البته امکان پیمایش آن از کمی راست‌تر و از مسیری با درجه سختی ۵٫۱۱c نیز وجود دارد که نفرات صعودکننده این مسیر را انتخاب می‌کنند. با رسیدن به کارگاه و کشیدن طناب ثابت، پژمان و فرشاد سنگ لق بسیار بزرگی را که در ابتدای مسیر وجود دارد به سمت پایین رها کرده و این خود باعث ایجاد بهمنی رعب‌انگیز در جبهه شرقی ترانگو می‌شود که البته ایمنی مسیر نیز تاحد زیادی بالا می‌رود. کارگاه طول ۱، یک رول به همراه یک میخ می‌باشد که با تسمه تقویت می‌گردد. مهدی و سعید نیز در این روز بخشي از بارها را از کمپ اصلی به کمپ پیشرفته منتقل می‌کنند. در این روز مجتبی و علی جهت استراحت و تجدید قوا به کمپ اصلی باز می‌گردند. عباس و حمید شفقی نیز جهت شب‌مانی و آمادگی جهت صعود  از کمپ اصلی عازم کمپ پیشرفته می‌شوند.

روز چهارم:

طول ۲ و ۳ دیواره توسط عباس و حمید شفقی صعود می‌شود و آنها پس از این دو طول به دلیل خرابی هوا مجبور به بازگشت به کمپ پیشرفته می‌شوند و فرشاد و پژمان نیز کلیه وسایلی را که در محل قبلی کمپ پیشرفته موقت وجود داشت جمع‌آوری نموده و به محل جدید منتقل نموده و یک چادر جدید نیز در این محل برپا می‌کنند. جای چادر در این منطقه بسیار محدود است و نهایتا دو چادر در این مکان می‌توان نصب کرد که با توجه به آنکه در این روز فرانسوی‌ها به طاقچه خورشید می‌رسند چادر خود را جمع کرده و به طاقچه خورشید منتقل می‌کنند و ما از این فرصت استفاده کرده و چادر ABC1 را نیز در کنار چادر بالا نصب می‌کنیم، به این ترتیب کمپ پیشرفته ما یکی می‌شود . طول ۲ مسیر اسلونی از دو راه قابل صعود می‌باشد؛ یا به صورت مستقیم و از طریق کنجی که دقیقا بالای کارگاه وجود دارد و درجه سختی آن ۵٫۱۱c  است و یا از راه یک تراورس ۱۰ متری به سمت راست و سپس صعود یک مسیر ساده ۲۰ متری که درجه سختی آن ۵٫۸ است. مسیر دوم به دلیل شیب کم آن پر از برف بود و با توجه به آنکه کلیه میانی‌های مسیر زیر برف قرار گرفته بود بسیار سخت شده بود. مسیر اول نیز به دلیل شکل‌گیری یک قارچ یخی بزرگ در ابتدای آن قابل صعود نبود، بنابراین ما از فاصله بین این دو و از روی سینه دیواره اقدام به صعود از طول ۲ و در ادامه کلاهک نفس‌گیر آن نمودیم. در بالای کلاهک و بر روی یک شیب خفته طول ۳ مسیر مشاهده می‌شود. این طول نیز به دلیل شیب خفته آن پر از برف بود و میانی‌های مسیر در زیر برف قرار داشت و پیمایش مسیر بسیار خطرناک بود. در ادامه و پس از انتهای شیب خفته مسیر به چند سنگ جدا شده از دیواره می‌رسد که پس از عبور از این سنگ‌ها به کارگاه مسیر می‌رسیم. کارگاه متشکل از ۳ میخ قدیمی و یک رول اسپیت است. در انتها و پس از ثابت کردن مسیر تا این نقطه و انتقال مقداری از بارها نفرات صعود کننده به کمپ پیشرفته باز می‌گردند.

روز پنجم:

حمید شفقی و پژمان ادامه مسیر را تا طول ۱۰(طاقچه خورشید) صعود می‌کنند و با برپایی یک تخته چادر کمپ ۱ دیواره را ایجاد نموده و شب را در آنجا اقامت می‌کنند. طول‌های مسیر به این شرح است. طول ۴ یک طول میکس شامل برف، یخ و سنگ، که در قسمت‌هایی نیز سنگ‌های ریزشی بزرگی دارد. در بالای این طول یک قارچ برفی بسیار بزرگ تشکیل شده که در صورت فروریختن آن آسیب‌های بسیار جدی به فرد صعودکننده وارد خواهد کرد. کفش را عوض کرده و کرامپون‌ها را پوشیده و تبر خود را بر سینه این طول یخی با درجه میکس M4 می‌کوبیم. پس از عبور از یک کنج یخی و تحمل تنش و استرس احتمال فرو ریختن این قارچ بزرگ به یک طاقچه کوچک می‌رسیم. کارگاه اصلی کمی راست‌تر قرار دارد ولی فرانسوی‌ها به دلیل وجود دو قارچ برفی دیگر و امکان ریزش آنها، در بالای طول ۵ یک تک رول بر روی طاقچه کوبیده‌اند که ماهم آن را تقویت کرده و کارگاه را ایجاد می‌کنیم. حال می‌توانیم راحت‌تر به مناظر اطراف نگاه کنیم. از لحاظ ارتفاعی در نیمه راه برج پینوکیو قرار گرفته‌ایم. دلیل نام‌گذاری این برج به دلیل آن است که این صخره بدون کوچک‌ترین عوارضی، همچون دماغ پینوکیوی دروغگو سر به آسمان کشیده است. تا به حال برجی چنین صاف و صیقلی ندیده بودیم. در پشت این برج سراک‌های عظیم، مسیر دسترسی نرمال به گریت ترانگو و در ادامه مسیر یخی آن تا قله گریت ترانگو دیده می‌شود. این ساده‌ترین مسیر صعود به گریت ترانگو است که با یک شیب ۵۰ تا ۶۰ درجه و کار یخ به قله می رسد.‌ اما پیش روی ما و در ادامه راه دیواره‌ای وجود دارد که هیچ راهی برای صعود آن جز دیواره‌نوردی و معلق بودن وجود ندارد. طول ۵ مسیر ابتدا با یک صعود عمودی ۱۰ متری از شکافی بسیار زیبا و در ادامه با یک تراورس دلهره‌آور از زیر دو قارچ برفی و ادامه مسیر بر روی یک شیب ۵۰ درجه به طول ۵ متر به انتها می‌رسد. کارگاه این طول نیز دو عدد بولت و درجه این طول ۹/۵ می‌باشد. طول ۶  و همچنین طول ۷ طول‌هایی بر روی یک شیب ۷۰ درجه هستند. این قسمت در واقع شیب خفته‌ای است که از کمپ اصلی نیز  به چشم می‌آید. درجه این طول‌ها ۸/۵ است. هنگام رسیدن به طول ۶ از پشت دیواره و جبهه شرقی آن به سمت جبهه جنوبی و نمایی که رو به سمت کمپ اصلی است تغییر جهت می‌دهیم. هوا از صبح بسیار سرد بوده و روز سختی را پشت‌سر گذاشته‌ایم. در این دو طول با توجه به شیب خفته خود و همچنین آفتاب‌خور بودن، لایه‌ای از برف بر روی سنگ تشکیل شده که میانی‌های مسیر را زیر برف برده است. این لایه نه نرم بود که بتوان برف کوبی کرد و نه سفت که بشود با کرامپون به آن نیش کوبید. با توجه به صلاحدید مسؤل فنی و سرپرست برنامه در این دو طول صعود خود را با اتکا به طناب ثابت فرانسوی‌ها ادامه داده و در نهایت با صعود طول ۲۰ متر آخر با درجه ۵٫۱۰c خود را به طاقچه آفتاب می‌رسانیم. طول ۹ و ۱۰ نیز کاملا طولی است که بر روی طاقچه قرار گرفته، طاقچه‌ای که در نقاطی باریک است و عبور از آن احتیاج به طناب ثابت برای بالا بردن ایمنی دارد. بعدها در صحبت با فرانسوی‌ها متوجه شدیم که نفر سرطناب آنها به دلیل عدم امکان نصب میانی در این دو طول پاندولی بزرگی داده و دچار آسیب شده است. حال یکی از سوالات عمده ما این است که ادامه مسیر از کدام قسمت دیواره است، از روی طاقچه مسیرهای مختلف از هم جدا می‌شوند و در واقع خیلی از افرادی که ترانگو را صعود می‌کنند شروع صعود خود را از این نقطه می‌دانند.

فعاليت و جابه‌جايي بين كمپ پيشرفته و كمپ ۱

در ادامه و با رسیدن به روی طاقچه  با یک تیغه سنگی مواجه می‌شویم که به سمت شرق کشیده شده است. شرق این تیغه پرتگاهی۲۰۰ متری است که مسیر صعود ۱۰ طول اول مسیر بر روی آن مشخص است و به سمت شمال شیبی برفی به سمت پایین مشاهده می‌گردد که با سقوط بر روی آن ابتدا مسافتی۵۰ متری را به سمت شمال سرخورده و سپس با چرخشی ۱۸۰ درجه داخل دهلیز جنوبی ترانگو افتاده و از ضلع جنوبی سقوط می‌کنی! این تیغه در ۵۰ متر اول به عرض ۵۰ سانت است که بر روی آن طناب ثابت کشیده شده است. مسیر را با احتیاط طی کرده و سپس تیغه به سمت شمال چرخیده و عرض آن تا ۴ متر افزایش می‌یابد. حدود ۲۰ متر در این مسیر حرکت می‌کنیم تا با جای چادر بسیار ایمن و مطمئنی مواجه می‌شویم. در ادامه مسیر دوباره تیغه‌ای شده و پس از عبور از شیب برفی و با عبور از طناب ثابت قدیمی پای دیواره به ابتدای قسمت کاملا عمود دیواره می‌رسد. مسیر شعله‌های ابدی در این قسمت با یک پاندوله بزرگ به سمت چپ آغاز می‌گردد و مسیر اسلونی مستقیم به سمت بالا ادامه می‌یابد. چادر خود را در قسمت پهن طاقچه نصب می‌کنیم.  فرانسوی‌ها که برای استراحت و تجدیدقوا به کمپ اصلی رفته‌اند کیسه بارهای خود را در این قسمت قرار داده‌اند. در کنار این کیسه بارها چادر خود را نصب می‌کنیم. ساعت حدود ۷ شب است. با صلاحدید مسؤل فنی نفرات صعود کننده شب را در چادر روي طاقچه شب‌مانی می‌کنند تا روز بعد را برای استراحت و ریکاوری به کمپ اصلی برگردند.  طول ۹ و ۱۰ نیز عبور از روی تیغه، که مسیر پیاده‌روی است.

در همین روز حسین، علی، مجتبی، مهدی، حسن، حاجی و حمید امیری، بخشی از بارها را از کمپ اصلی به پیشرفته منتقل می‌کنند. حسن و حمید امیری جهت آمادگی صعود و حمل بار تا طاقچه خورشید و حاجی جهت چند روز حضور در کمپ پيشرفته و مدیریت کمپ و رسیدگی به نفرات در کمپ پیشرفته شب‌مانی نموده و بقیه به کمپ اصلی باز می‌گردند.

روز ششم:

حمید شفقی و پژمان  از کمپ ۱ فرود آمده و عازم کمپ اصلی می‌شوند و حسن و حمید امیری نیز اقدام به بارکشی تا کمپ ۱ کرده و شب را در آنجا اقامت می‌کنند. حسن و حمید امیری در طول مسیر به تکمیل ثابت‌گذاری‌های مسیر و همچنین انتقال مقدار زیادی از تجهیزات فنی و لوازم صعود به روی طاقچه خورشید اقدام می‌کنند. در ابتدای طول ۵ نیز یکی از قارچ برفی‌های مسیر بر روی سر آنها می‌ریزد که خوشبختانه جز درد گردن آسیب جدی را برای آنها ایجاد نمی‌کند. آنها شب را در کمپ ۱ استراحت می‌کنند. بقیه نفرات تیم به غیر از حاجی نجفی خود را به کمپ اصلی رسانده و مشغول استراحت هستند. همچنین در این روز حسن و حمید امیری، طناب ثابت مستهلک روی گردنه را نیز تعویض می‌کنند.

روز هفتم:

مهدی و سعید برای حمل بار و عباس نیز به منظور آمادگی جهت صعود تا کمپ ۱ عازم کمپ پیشرفته شده و شب را در آنجا اقامت می‌کنند. در این روز حمید امیری و حسن از محل کمپ ۱ تا پای بخش دوم دیواره را که حدود دو طول است را ثابت‌گذاری کرده و طول ۱۱ دیواره را نیز با متراژ حدود ۲۰ متر صعود و ثابت‌گذاری می‌کنند.

روز هشتم:

حمید امیری از طاقچه فرود آمده و به کمپ اصلی باز می‌گردد و عباس با صعود به طاقچه جایگزین او می‌شود. در عصر همین روز تا طول ۱۲ مسیر ثابت‌گذاری می‌شود. طول ۱۲ مسیر حدود ۳۰ متر است.

روز نهم:

عباس و حسن فعالیت بر روی بخش دوم دیواره را آغاز می‌کنند و پس از صعود ۳ طول و ثابت‌گذاری آن به کمپ ۱ باز می‌گردند. هوا در این روز نسبتا خراب است. طول ۱۳  مسیر با درجه سختی ۵٫۱۲  است که در امتداد شکافی،  با حرکت مایل به سمت راست راه خود را ادامه می‌دهد و پس از حدود ۳۵ متر به کارگاه می‌رسد. طول ۱۴ مسیر یک شکاف مورب به سمت راست است که در ادامه به یک کلاهک سرسخت پوشیده از یخ منتهی شده و پس از عبور از کلاهک و با ادامه مسیر به کارگاه می‌رسد. این طول نیز ۲۰ متر است. طول ۱۵ نیز با صعود از یک شکاف و یک پاندوله به سمت شکافی دیگر در سمت راست ادامه می‌یابد تا در ادامه و با رسیدن به قسمتی کاملا صاف مواجه شویم، با چند پیچ اسپیت صعود به صورت مصنوعی ادامه می‌یابد تا به کارگاه برسد. اولین نقطه شک ما در این مسیر وجود همین پیچ‌ها بود به این دلیل که سنگنوردان اسلونی برای تمامی طول‌های خود درجه صعود طبیعی داده بودند ولی ما پس از کور شدن شکاف و برای رسیدن به قسمت بعدی مجبور بودیم به صورت مصنوعی بر روی این پیچ‌ها با استفاده از سیم بکسل، کیل و حلقه کردن آن دور پیچ رکاب بزنیم. پس از صعود این سه طول سخت حسن و عباس به سمت کمپ ۱ فرود می‌آیند.

در همان روز مهدی یک تخته پورتلج را از کمپ پیشرفته به کمپ۱ منتقل می‌کند و حمید شفقی و پژمان نیز از کمپ اصلی به کمپ پیشرفته صعود نموده و در ادامه با صعود از طناب ثابت به مهدی که مشغول بالاکشی پرتلج است می‌رسند. پژمان نیز در بخشی از مسیر در بارکشی پورتلج به مهدی کمک می‌کند. با رسیدن به طاقچه حمید و پژمان بر روی طاقچه باقی می‌مانند و مهدی به سمت پایین باز می‌گردد. با توجه به آنکه فرانسوی‌ها کمپ خود را به  قسمت بالایی روی دیواره منتقل کرده‌اند با نصب یک پرتلج بر روی زمین امکان شب‌مانی دو نفر جدید بر روی طاقچه ایجاد می‌شود. در این روز فرانسوی‌ها موفق می شوند بر روی گردنه بین دو برج ترانگو قرار گیرند  و کار صعود خود را تکمیل کنند.

همچنین علی و فرشاد نیز پس از بارکشی تا کمپ پیشرفته یک کیسه بار حاوی مواد غذایی را تا طول ۲ مسیر حمل نموده و به کمپ پیشرفته باز می‌گردند.

روز دهم:

حمید شفقی و پژمان جهت ادامه مسیر حرکت خود را به سمت دیواره آغاز می‌کنند. طناب ثابتی که از طول ۱۵ به ۱۶ کشیده شده است وسیله‌ای برای گمراهی در تشخیص درست مسیر بود. احساس ما این بود که طناب ثابت مسیر اسلونی را مشخص می‌کند در حالی که این طناب، توسط کره‌ای‌ها در گشایش مسیر The Crux Zone کشیده شده بود. طول ۱۵ که یک طول سرسخت ۴۵ متری بود را باز هم به صورت اریب صعود کرده و پس از طی مسافت ۲۵ متری باز هم به مجموعه‌ای از پیچ‌های اسپیت کوبیده شده در سینه دیواره می‌رسیم. با عبور از این پیچ‌ها و در ادامه با صعود از شکاف خود را به کارگاهی که در این قسمت با استفاده از یک فرند و میخ ایجاد شده است می‌رسانیم. ما نمی‌دانیم که در مسیر اشتباه هستیم و مشغول صعود مسیر کره‌ای‌ها می‌‌باشیم. مسیر کره‌ای‌ها با ادامه به سمت راست تراورس می‌کند ولی ما با صعود از شکافی که بالای سرمان قرار دارد به مسیر خود ادامه می‌دهیم. در کروکی درجه این طول مسیر ۵٫۱۰b درج شده ولی سختی این مسیر به نظر صعودکنندگان خیلی بیشتر بود. در نهایت و پس از صعود ۲۵ متر مسیر نسبتا دشوار با کوبیدن یک رول حمید و پژمان به سمت پایین فرود می‌آیند. در زمان فرود سنگ بزرگ جدا شده‌ای که پشت آن معلوم است توجه نفرات را جلب می‌کند. سنگی به مانند سنگ عدس در علم‌کوه ولی با طول حدود ۵۰ متر و عرض ۵ متر که بر روی لبه یک طاقچه تکیه داده است !

در همین روز مهدی و حاجی به کمپ اصلی باز می‌گردند. علی و فرشاد در کمپ پیشرفته استراحت می‌کنند و سعید و مجتبی نیز از کمپ اصلی تا پیشرفته بارکشی می‌کنند.

روز یازدهم:

حسن و عباس حرکت خود را به سمت کارگاه ۱۷ آغاز می‌کنند ولی پس از ۲ ساعت یومار زدن سرسخت در آن ارتفاع با هوای بسیار خرابی مواجه می‌شوند که به فرود به سمت طاقچه مجبور می‌گردند. ۴ نفر مستقر در طاقچه به علت خستگی و کمبود مواد غذایی و عدم امکان حمل لجستیک از کمپ ABC به سمت کمپ ۱ در ۳ روز گذشته به دلیل خرابی هوا و ریکاوری کامل،  به سمت پایین باز می‌گردند.

علی و فرشاد هم کیسه باری را که روز قبل تا طول ۲ حمل شده بود به طول ۴ منتقل نموده و به علت خرابی هوا راه بازگشت را در پیش می‌گیرند.

روز دوازدهم:

در این روز سعید و فرشاد موفق می‌شوند کیسه بار مواد غذایی را از طول ۴ به کمپ ۱ منتقل نموده و به کمپ اصلی باز گردند، مهدی و حمید امیری نیز از کمپ اصلی تا پیشرفته بارکشی می‌کنند. علی و مجتبی که پس از فرشاد و سعید راه کمپ ۱ را در پیش می‌گیرند در حین صعود از طول ۲ با ریزش بهمن مواجه می‌شوند که خوشبختانه با خوش شانسی از آن جان سالم به در می برند هرچند برخورد تکه های یخ حاشیه بهمن به صورت علی باعث جراحاتی نیز می‌شود. صورت علی کاملا متورم شده و مجتبی همطناب خود را تا پایین دیواره و کمپ پیشرفته همراهی می‌کند. علی و مجتبی به همراه حمید امیری و مهدی به سمت کمپ اصلی سرازیر می‌شوند.

در این روز پس از ۱۰ روز همه نفرات در کمپ اصلی دور هم جمع شده و فرصتی است برای تجدید قوای تیم و بحث و تبادل نظر درخصوص مسایل و مشکلات و همچنین آماده شدن برای تلاش نهایی و صعود قله.

روز سیزدهم:

امروز حسن و حمید شفقی صبح ساعت ۵ حرکت خود را از کمپ اصلی آغاز می‌کنند و در ادامه و با عبور از طناب‌های ثابت ساعت ۱۳ خود را به کمپ ۱ می‌رسانند. عباس و پژمان نیز ترجیح می‌دهند پس از یک ‌روز استراحت در کمپ اصلی به آنها ملحق شوند. حسین نیز با صعود به کمپ پیشرفته شب را همان‌جا اقامت می‌کند.

روز چهاردهم:

این روز یک روز آفتابی خوب است ولی حسن به دلیل کم خوابی شب گذشته برای صعود سرحال نیست و حسن و حمید شفقي در کمپ ۱ می‌مانند. این ماندن سبب خیر برای تیم می‌شود چون با توجه به علایم کروکی، سنگ بزرگ روی دیواره را در کروکی پیدا می‌کنیم و با هماهنگی با علی و مجتبی در کمپ اصلی و همچنین صحبت با حسین در کمپ پیشرفته تازه متوجه اشتباه خود می‌شویم. حال باید راهی پیدا شود تا بتوان از مسیر کره‌ای‌ها به سمت مسیر اسلونی تغییر جهت داد. حسن با انداختن دوربین روی دیواره کارگاه‌های مسیر اسلونی را شناسایی می‌کند. نزدیک‌ترین کارگاه به مسیر کره کارگاه ۱۵ مسیر اسلونی یعنی ابتدای سنگ جدا شده از دیواره است. سخت ترین قسمت کار نیز آن است که ۳ کیسه باری که به طول ۱۷ کشیده شده است را از روی مسیر مورب طول ۱۶ به پایین بیاوریم. مجتبی و علی از کمپ اصلی با دوربینی که روی دیواره انداخته‌اند یک شکاف پیشنهاد می‌دهند. حسن و حمید شفقي ساعت ۱۲ به روی دیواره رفته و بارها را از طول ۱۷ به طول ۱۵ منتقل کرده و سپس با تراورس از شکاف پیشنهادی و در نهایت با پاندوله‌ای خود را از روی مسیر کره به مسیر اسلونی منتقل می‌کنند. در ادامه نیز با فرود، جهت طناب ثابت‌ها و کارگاه‌های مسیر را از حالت اریب به حالت مستقیم تبدیل می کنند  و ۸ شب خود را به طاقچه می‌رسانند.

در این روز عباس و پژمان نیز حرکت خود را از کمپ اصلی آغاز نموده و ساعت ۱۳ به حسن و حمید ملحق می‌شوند. حسین نیز به کمپ اصلی باز می‌گردد.

روز پانزدهم:

امروز پژمان و عباس با یومار زدن از طناب ثابت‌ها خود را به کارگاه ۱۵ می‌رسانند و با صعود ۳ طول تا کارگاه ۱۸ مسیر را صعود کرده و بارها را نیز به این کارگاه منتقل کرده مسیر را ثابت‌گذاری و فرود می‌آیند. طول ۱۶ یک طول بلند ۴۰ متری است که در ابتدا با شکاف بسیار بزرگی که به خاطر سنگ جدا شده از دیواره است شروع می‌شود. در وسط‌های این طول ۳ سنگ ریزشی بسیار بزرگ به طرز معجزه آسایی در حالت معلق به همدیگر گیر کرده‌اند. یکی از کیسه بارها زیر این سنگ‌ها گیر می‌کند ولی نفرات تیم صعود با تجربه آن را خلاص می‌کنند و مانع از یک فاجعه می‌شوند. در ادامه و پس از ۲۰ متر اول شکاف باریک شده و به صورت حرکت پاگستر در برخی قسمت‌ها در می‌آید. شکاف‌های این قسمت به دلیل قرارگرفتن در سایه پر از یخ است. کارگاه این طول بر روی یک سکوی کوچک ایجاد شده است. طول ۱۷ مسیر با ادامه شکاف و حرکتی کمی اریب به سمت چپ ۳۵ متر بالاتر به کارگاهی می‌رسد که زیر یک کلاهک بزرگ زده شده است. این کلاهک از پایین دیواره به راحتی قابل مشاهده است. طول بعد نیز با یک تراورس از زیر کلاهک و صعود از شکافی ریز خود را به کارگاه معلق ۱۸ می‌رساند. این طول نیز ۲۵ متر است. عباس و پژمان پس از بارکشی تا این نقطه و ثابت‌گذاری به سمت کمپ ۱ فرود می‌آیند.

همچنین امروز، سرانجام دکتر حمید بذرافکن پزشک تیم به همراه دو باربر به کمپ اصلی می‌رسد و مورد استقبال بچه‌ها قرار می‌گیرد.

روز شانزدهم:

هوا کاملا ابری است و اثری از اندک آفتابی که سر صبح بدن را گرم می‌کرد نیست. با این حال جایی برای تردید وجود ندارد. اگر بخواهیم فرصت‌ها را از دست بدهیم شاید برنامه با موفقیت به پایان نرسد. حسن و حمید صبح زود ۸ طول بر روی طناب ثابت‌ها یومار زده و خود را به آخرین کارگاه می‌رسانند. وضعیت هوا تغییر کرده و رو به سردی می‌رود. طول ۱۸+۱ یک شکاف نسبتا باز است که در قسمت‌های زیادی مملو از برف می‌باشد. این طول پس از ۲۵ متر به کارگاهی که زیر یکی از کلاهک‌های بزرگ دیواره قرار دارد می‌رسد. در کروکی، طول ۱۸ و ۱۹ با یک طول مشخص شده است و ما برای آنکه مطابق با همان کروکی گزارش دهیم این دو طول را یکی حساب می‌کنیم.  اسلونیایی‌ها در این قسمت ادامه مسیر را به سمت راست مشخص کرده‌اند. آنها برای سمت چپ این کلاهک علامت WC را گذاشته‌اند. علت این نام‌گذاری وجود حدود ۵ سنگ بسیار بزرگ است که با حالتی خطرناک در شکاف این سنگ گیر کرده اند! شرایط هوایی بسیار خراب می‌شود. پاهایمان از درون جوراب پر در حال یخ‌زدن است. برف شدیدی بر روی دیواره در حال باریدن است. باد دمای هوا را بسیار پایین آورده و تکه‌های یخ را از کلاهک بالای سرمان شکانده و به همراه برف در هوا می‌چرخاند و به صورتمان می‌کوبد. اصلا وضعیت مناسبی نیست ولی حسن تاکید دارد که حتما باید این طول با درجه سختی ۵٫۱۲ را صعود کند. صعود این طول ۳۰ متری که یک کلاهک سرسخت می‌باشد در بدترین هوای ممکن در منطقه صورت می‌گیرد. بارها را به کارگاه ۱۹ منتقل می‌کنیم. هوا بدتر شده است. ادامه مسیر یک شکاف با درجه V+ است که به دلیل بارشی که از صبح آغاز شده پر از برف و بسیار خطرناک شده است. پاهایمان به دلیل استفاده از کفش سنگ در برخی قسمت‌ها بسیار حساس شده است. هوا لحظه به لحظه بدتر می‌شود و در حالی که ساعت ۱ بعد از ظهر است ناچار به فرود می‌شویم.

امروز یک گروه از نفرات تیم (حاجی، مهدی، سعید، علی و مجتبی) با اجازه مسؤل فني جهت بازدید از کمپ برج ۵۸۰۰ متری شیپتون عازم کمپ اصلی این قله که در انتهای دره ترانگو قرار دارد می‌شوند.

بزرگ بودن تیم و عدم امکان فعالیت همه آنها بر روی دیواره و همچنین اتمام عملیات بارکشی تا کمپ پیشرفته باعث شده که چند روزی تعدادي از نفرات تیم در کمپ اصلی بمانند که ادامه این روند قدری خسته کننده شده و می‌تواند مشکلاتی را برای تیم ایجاد کند. دیدار از برج شیپتون تنوعی است در این روزهای کسالت بار انتظار و بیکاری در کمپ اصلی.

روز هفدهم:

عباس و پژمان امروز پس از یومارزدن بر روی ۱۰ طول به کارگاه ۱۹ می رسند. سنگ ریزشی که در ابتدای مسیر در وضعیت خطرناکی قرار دارد سبب می‌شود آنها این سنگ را دور زده و مسیر خود را از پشت سنگ ادامه دهند. آنها قصد دارند تا جایی که امکان دارد صعود کرده و شب را بیواک کنند تا روز بعد به سمت قله حرکت کنند. در این روز طول‌های ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ و ۲۳ مسیر صعود می‌شود. طول‌هایی که به دلیل قرار گرفتن در سایه پر از برف و یخ شده است. اثرات خون دست صعودکنندگان در تمام مسیر دیده می‌شود. سخت‌ترین طول این قسمت، طول ۲۳ است که تقریبا به طور کامل پوشیده از یخ است. صدای ضربه تبریخ و شکاندن یخ‌های این طول ۲ ساعتی در منطقه طنین‌انداز می‌شود. آنها پس از انتقال بارها به انتهای این طول بر روی سکوی بسیار کوچکی که شاید فقط به اندازه یک نفر جا داشته باشد با حالت نشسته بیواک می‌کنند. برای بیواک ما پوش پرتلج را به همراه خود برده بودیم. حسین از ابتدای دره با دوربین حرکات تیم دیواره را رصد می‌کند. عباس و پژمان شب سختی را در روی دیواره می‌گذرانند و در فضایی کوچک تا صبح به انتظار طلوع خورشید می‌نشینند. حسین خبری غافل‌گیر کننده را به حاضران در کمپ اصلی می‌دهد. خبر این است که فردا حسن و حمید صبح زود به عباس و پژمان ملحق شده و احتمالا با صعود ۷ طول انتهایی به قله خواهند رسید. برق شادی در چشمان بچه‌ها می‌درخشد و شادمانند از پایان روزهای سخت انتظار و دستیابی به هدفی که مدت‌ها در رویای آن به سر می‌بریم. آیا فردا روز قله است؟

مقرر می شود که فردا چهار نفر از کمپ اصلی عازم کمپ یک شوند و دو نفر آنها در طاقچه اقامت نموده تا پس از صعود قله در انتقال بارها به پایین به بچه‌ها کمک کنند.

 روز هجدهم:

مهدی، حمید امیری، مجتبی و علی ساعت ۳ و سی دقیقه صبح کمپ اصلی را به سمت پیشرفته ترک می‌کنند.

حمید شفقی و حسن نیز ساعت ۳ و نیم حرکت خودرا از کمپ یک به سمت بالا آغاز می‌کنند. با رسیدن بچه‌ها به عباس و پژمان حرکت نهایی به سمت قله آغاز می‌شود. بیواک در شرایط سخت، عباس و پژمان را بسیار خسته و مستهلک کرده و ریکاوری مناسبی برای آنها انجام نشده است با این حال کاملا مصمم هستند که کار تمام شود. حسن و حمید توانستند در این روز ۷ طول انتهایی مسیر را صعود کنند. طول ۲۴ در ابتدا یک شکاف بسیار عریض است که در ادامه راه به طاقچه‌ای با زاویه ۴۵ درجه می‌رسد که باید به سمت بالا و راست بر روی آن تراورس کرد. این طاقچه مملو از برف است. برفی پودری که امکان نصب هیچ نوع حمایت میانی بر روی آن وجود ندارد. پاندولی بر روی این ۲۰ متر تراورس می تواند کاملا خطرناک باشد. در انتهای تراورس طول ۵۰ متری بعدی نیز آغاز می‌شود که پوشیده از یخ و برف است. این طول ۲۵ مسیر است. در ادامه مسیر دو قسمت می‌شود. توجه داشته باشید که به هیچ عنوان نباید به سمت راست که ساده‌تر به نظر می‌رسد رفت و باید مستقیم و کمی متمایل به چپ به سمت کلاهک بزرگی که در انتهای دیواره دیده می‌شود حرکت کرد. طول ۲۶ مسیري است که به صورت مستقیم شروع شده و سپس با کمی تراورس به چپ با عبور از دو کلاهک کوچک به کارگاهی می‌رسد که زیر یک کلاهک بسیار بزرگ قرار دارد. طول ۲۷ که یکی از زیباترین طول‌های مسیر نیز هست کلاهک بزرگی است که زیر سقف آن ابزارهای زیادی جا مانده است. با عبور از این کلاهک با سنگ کاملا صیقلی به کارگاه می‌رسیم. کارگاهی نه چندان مطمئن که آن را تقویت کرده و طول ۲۸ آغاز می‌شود. این طول نیز با عبور از کنار دو سنگ ریزشی بسیار بزرگ به همراهی یک دهلیز یخی به سمت بالا می‌رود. همه‌ی نفرات تیم زیر طول آخر  قرار گرفته‌ایم. طول ۲۹ که با صعودی میکس و ترکیبی به سمت بالا می‌رود. در قسمت بالای این طول یک نقاب برفی بسیار بزرگ تشکیل شده که این نقاب دقیقا بالای شکاف مسیر است و آن را بسیار خطرناک کرده. به ناچار با تراورس به چپ به دنبال شکاف دیگری می‌گردیم و با کمی پاندوله یک شکاف به سمت بالا پیدا می‌کنیم. احساسمان این است که پس از صعود باید از پشت این برج فرود بیاییم و قله اصلی پس از یک شیب تند میکس قابل صعود خواهد بود. حسن بیسیم را روشن می‌کند. حسین از پشت بی‌سیم فریاد می‌زند که شما روی آخرین شیب منتهی به قله هستید. او که در طول این روزها یک لحظه هم از رصد ما و برنامه‌ریزی در کمپ برای اجرای بهتر برنامه غافل نشده صدایش بغض‌دار است. بغضی که مملو از شادی است. بغضی که انگار به ثمر نشاندن اهداف خیلی‌ها در آن نهفته است. حسن با شادی و شعف خاصی از پشت بیسیم زنده باد ایران و زنده باد ایرانی می‌گوید. صدای شادی و فریاد بچه‌ها از کمپ اصلی و کمپ پیشرفته به گوش می‌رسد. اشک شوق در چشمان بچه‌ها جمع شده. این همه تلاش و سختی و هدفی که دستیابی به آن بسیار خوش‌بینانه می‌رسید ولی حالا با کار تیمی جمعی یکدل و یکرنگ محقق شده. ۴ نفر پا روی قله نگذاشتند، یک تیم ۱۳ نفره به همراه یاد و خاطره کلیه سنگنوردان و بزرگان کوه‌نوردی ایران بر روی برج بینام ترانگو پا گذاشتند. برجی که صعود آن برای هر سنگنوردی افتخار بزرگی است، سرانجام با دیدن سرسختی و مقاومت ما، اجازه داد تا ساعتی بر فراز آن قرار بگیریم و خدایمان را شکر کنیم. این شادی فقط برای ایرانی‌ها نیست. حتی پرسنل آشپزخانه و محمد امین (افسر پاکستانی تیم) نیز از شادی اشک می‌ریزند. دو ساعت طول می‌کشد تا همهمه چهار نفر بر فراز قله ایستاده، عکس و فیلم‌های یادگاری خود را بگیرند.

همزمان با رسیدن بچه‌ها به قله مهدی و حمید هم به کمپ یک می‌رسند با کوله‌هایی پر از مواد غذایی برای بچه‌های تیم قله. علی و مجتبی هم در کمپ پیشرفته می‌مانند تا فردا به سمت طاقچه خورشید حرکت کنند.

تیم قله ساعت حدود ۱۶:۳۰ حرکت خود را به سمت پایین آغاز می‌کند و با جمع‌آوری طناب‌ها و کلیه بارها اولین نفر حدود ساعت ۸ شب به کمپ رسیده و طی یک ساعت، باقی نفرات نیز به کمپ می‌رسند. مهدی و حمید امیری نیز با چای و سوپ  و غذای گرم پذیرایی جانانه‌ای از آنان نموده و همگی شب را در کمپ یک سپری نموده تا فردا مرحله مهم دیگری که انتقال بار به کمپ پیشرفته و جمع‌آوری کمپ یک و طناب‌های ثابت مسیر است را به انجام برسانند. سعید و دکتر نیز پیش از اتمام جمع‌آوری بارها، از کمپ پیشرفته به ۵۰۰۰ متر جهت حمل بار رفته بودند “

روز نوزدهم:

خدا رو شکر که روز قبل قله را صعود کردیم و مجبور به بیواکی دیگر نشدیم، چون از صبح زود بارش شدید برف در کل منطقه آغاز شده است. در چادرها خوابیده‌ایم و هر چند وقت یک‌بار با حالتی که دیگر در آن تنشی احساس نمی‌شود سر را بیرون می‌آوریم تا وضعیت دیواره را ببینیم. دیگر هر اتفاقی اون بالا بیفته مهم نیست کار ما تموم شده و فقط باید نهایت مراقبت را به عمل بیاوریم که در راه بازگشت حادثه‌ای رخ ندهد. به علت بارش برف سنگین و هوای نا مساعد حرکت تیم تا حدود ساعت ۱۱ به تاخیر می‌افتد و سرانجام در هوایی که با بارش برف و باد همراه است کمپ جمع شده و بچه‌ها به سمت پایین حرکت می‌کنند. حجم بارها بسیار زیاد و  عبور دادن آنها از طاقچه آفتاب بسیار مشکل و توانفرساست، بنابراین بخشی از بارها شامل طناب‌ها، کیسه‌خواب، چادر و تجهیزاتی در کیسه بار قرار داده شده و از طول ۸ دیواره به سمت پایین و دره مسیر صعود پرتاب می‌شود. در این قسمت حجم برف ضربه ناشی از سقوط را مهار می‌کند و مابقی تجهیزات شامل لوازم فنی و چادر و… نیز  توسط بچه ها به سمت پایین حمل می‌شود. عباس و پژمان سریع‌تر فرود می‌آیند و به سمت کمپ اصلی سرازیر می‌شوند. مهدی و حمید امیری اقدام به انتقال بارها و فرود از روی طناب ثابت‌ها می‌کنند و حسن و حمید شفقی نیز مشغول جمع کردن طناب ثابت‌ها می‌شوند. در نهایت عباس و پژمان حدود ساعت ۱۹ و حسن، مهدی، حمید شفقی و حمید امیری هم حدود ساعت ۲۱:۳۰ به کمپ اصلی رسیده و مورد استقبال نفرات حاضر در کمپ اصلی قرار می‌گیرند.

شب زیبایی است و جشن صعود نیز با حضور همه بچه‌ها در کمپ اصلی برگزار می‌شود. حسین از بازتاب بسیار خوب این صعود در جامعه کوه‌نوردی خبر می‌دهد که موجب دلگرمی بچه‌ها می‌شود.

روز بیستم:

با اینکه قله صعود شده و وسایل روی دیواره جمع شده هنوز کار تمام نشده و بخش عمده‌ای از وسایل و تجهیزات در کمپ پیشرفته باقی مانده که باید به پایین منتقل شود. مهدی، پژمان و فرشاد داوطلبانه عازم کمپ پیشرفته می‌شوند و با انتقال بارها به میانه مسیر و کمک حسن، حاجی، حمید شفقی، حمید امیری و حسین کلیه بارها را به کمپ اصلی منتقل می‌کنند و حالا همه نفس راحتی کشیده و می‌گوییم کار تمام شد.

روز بیست و یکم:

در این روز کلیه بارها بسته‌بندی و مرتب می‌شود و بچه‌ها خود را آماده می‌کنند تا با حضور باربرها در صبح روز بعد راه بازگشت را در پیش بگیریم.

شب هنگام از طرف محمد امین و پرسنل آشپزخانه جشنی با افتخار صعود ما برگزار می‌شود و کیکی نیز که به این منظور تهیه شده نیز سرو می‌شود. شادی و احساس غرور را می‌توان در چهره این دوستان پاکستانی که از صعود یک تیم از کشوری مسلمان به برج ترانگو خوشحالند مشاهده کرد.

 مسير اسلوني در يك نگاه :

طول

مترا‍‍ژ (‌متر )

درجه سختي

وضعيت كارگاه

طول

مترا‍‍ژ

درجه سختي

وضعيت كارگاه

۱

۳۰

۵٫۱۱c

۲ نقطه – راحت

۱۶

۴۰

۵٫۱۰d

۲ نقطه – راحت

۲

۲۵

۵٫۱۱c

۲ نقطه – نيمه راحت

۱۷

۳۵

۵٫۱۰c

۲ نقطه – معلق

۳

۳۰

۵٫۱۰a

۴ نقطه – نيمه راحت

۱۸

۴۷

۵٫۱۰d

۲ نقطه – نيمه راحت

۴

۲۵

M4

دو نقطه – راحت

۱۹

۳۰

۵٫۱۲a

۲ نقطه – راحت

۵

۳۰

۵/۹

۲ نقطه – نيمه راحت

۲۰

۴۰

۵٫۹

۲نقطه – راحت

۶

۳۵

۵/۵

۲ نقطه – راحت

۲۱

۳۰

۵٫۱۰b

۲ نقطه – راحت

۷

۳۰

۵/۵

۲ نقطه – راحت

۲۲

۳۰

۵٫۱۰c

۲ نقطه – راحت

۸

۲۰

۵٫۱۰c

۲ نقطه – راحت

۲۳

۳۰

۵٫۱۰b/M4

۲ نقطه – راحت

۹

۵۰

۵/۵

طبيعي- راحت

۲۴

۴۰

۵٫۱۰d

۲ نقطه – نيمه راحت

۱۰

۵۰

۵/۵

طبيعي – راحت

۲۵

۴۵

۵٫۹/M5

۲ نقطه – راحت

۱۱

۳۵

۵/۵

تك رول- راحت

۲۶

۴۰

۵٫۱۰c

۲ نقطه – راحت

۱۲

۲۰

۵/۹

دو نقطه – معلق

۲۷

۴۵

۵٫۱۰d

۲نقطه – نيمه راحت

۱۳

۲۵

۵٫۱۲b

دونقطه – معلق

۲۸

۴۵

۵٫۱۰b

۲ نقطه راحت

۱۴

۳۰

۵٫۱۲b

دو نقطه – معلق

۲۹

۳۵

A2/M5

قله

۱۵

۴۵

۵٫۱۲b

دو نقطه -راحت

دو طول كار شده به اشتباه :‌

طول ۱ : ۴۷ متر – ۵٫۱۲  ،‌طول ۲ :‌۲۵ متر ، ۵٫۱۱a

بازگشت از کمپ اصلی به آسکولی (۲۸ تا ۳۰ تیرماه)

صبح هنگام  بارها وزن کشی و بین باربرها تقسیم شده و راه بازگشت را در پیش می‌گیریم. از نزدیکی فقیر کمپ، با آخرین نگاه‌ها به ستون‌های سنگی ترانگو، با آنها وداع می کنیم برخی در دل “به امید دیدار دوباره” را زمزمه می‌کنیم و برخی دیگر…..

هوا از روز بعد از صعود ما بیشتر اوقات ابری و گاه با بارش همراه است هوایی هرچند نا مناسب برای صعود اما برای پیاده‌روی مسیر بازگشت دلچسب و فرح بخش است.

در طی این سه روز با تیم‌های آفریقای جنوبی و یک تیم بین‌المللی مواجه شدیم که قصد صعود برج بی‌نام ترانگو را داشتند.

آسکولی-اسکاردو – اسلام آباد و سرانجام: تهران (۳۱ تیرماه تا ۸ مردادماه)

صبح روز شنبه با آسکولی نیز بدرود گفته و راه اسکاردو را در پیش گرفتیم. محل اقامت ما هتل “ماشابروم”، از لحاظ موقعیت مکانی بهتر از هتل کنکوردیا بود و بچه‌ها راحت‌تر می‌توانستند به گشت‌زنی در شهر و خرید بپردازند. پس از ۳ روز اقامت در اسکاردو موفق به پرواز هوایی نشدیم و سفر زمینی را در پیش گرفتیم و بعد هم اسلام‌آباد و پرواز به تهران.

مشکلات پیش از اعزام :

پیش از اعزام نفرات تیم با مسایل زیادی روبه‌رو بودند. ماکه از یک سال قبل به دنبال حامی مالی برای صعود می‌گشتیم با مشکلات زیادی در برخورد با شرکت‌ها و سازمان‌ها مواجه شدیم. بیشترشان از کوه‌نوردی به عنوان یک رشته پرریسک یاد می‌کردند چه برسد به آنکه نفر بخواهد دیواره‌ای را صعود کند و تمایلی به حامی شدن نداشتند. این نحوه برخورد حتی در مورد شرکت‌های کوه‌نوردی نیز صدق می‌کرد. در کنار دوستانی که مخلصانه همراه ما بودند شرکت‌هایی هم بودند که حتی حاضر نشدند از سود فروش خود کم کنند! حسن گرامی و حسین بلند اختر که برای وسایل شخصی‌شان به هیچ فروشگاهی رو نمی‌زدند این بار و در قبال مسؤلیت‌شان برای نفرات تیم بارها و بارها از افراد مختلف ” نه” شنیدند. در نهایت و با کمک‌های مالی که از دوستان دریافت کرده بودیم و ارز دولتی که فدراسیون تهیه کرده بود چیزی حدود ۳۰ درصد از هزینه‌های سفرمان تامین شد و بقیه هزینه‌ها را خود نفرات تامین کردند. خستگی قبل از برنامه برای نفرات تیم بسیار سخت‌تر از تمرینات سختی بود که در این یک سال انجام دادیم. خستگی که با دیدن بی‌تفاوتی خیلی از آدم‌ها به این کار نو پیش از رفتن در تنمان ماند.

بهترین زمان حضور در منطقه:

تیم ما با توجه به گزارش برنامه‌ها، اوایل تیرماه وارد کمپ اصلی ترانگو شد. این در حالی بود که بیشتر تیم‌ها در زمان بازگشت ما به اسکاردو تازه در حال حرکت به سمت کمپ اصلی بودند. اهمیت این مساله با توجه به خطر ریزش قارچ‌های برفی و یخی از روی دیواره نیز بیشتر مشخص می‌شود. بنابراین می‌توان گفت بهترین زمان حضور در منطقه از اواخر تیرماه تا اوایل شهریور است.

زمان‌بندی‌های منطقه :

هیچ مطلب مکتوبی در مورد فاصله‌های زمانی بین کمپ اصلی و پای دیواره، پیش از عزیمت ما به کمپ اصلی یافت نشد. ما زمانی که در کمپ اصلی مستقر شدیم احساس کردیم که می‌توانیم با یک پیاده‌روی ۱٫۵ ساعته به پای دیواره برسیم در حالی که واقعیت این بود که اولین‌بار فاصله کمپ اصلی تا پای دیواره حدود ۶ ساعت طول کشید. این فاصله پس از هم هوا شدن نفرات به ۳ ساعت کاهش یافت. اما مساله جالب فاصله کمپ اصلی تا ابتدای مسیر دنیاهای موازی آلکس لووه است. این مسیر کاملا در دید کمپ اصلی و در فاصله حدود ۳۰ دقیقه‌ای نسبت به آن قرار دارد!

نکاتی در مورد بهینه کردن شرایط صعود :

شب‌مانی بر روی دیواره: برای شب‌ماني در مسير اترنال ، استفاده از چادر مي تواند راهگشا باشد . براي صعود مسير اسلوني براي شب‌ماني يا مي‌توان بيواك و يا از پرتلج استفاده کرد .

برنامه غذایی: ما برنامه غذایی خود را به گونه‌ای ریخته بودیم که در آن انواع خورش‌های کنسرو شده ایرانی نیز وجود داشت. این در مقایسه با غذای تیم‌های دیگر یک نقطه ضعف برای ما بود چرا که شاید وزن پنج وعده غذای آنها معادل یک وعده غذایی ما بود، ضمن آنکه آنها عموما از ترکیبات پر انرژی و مغذی مناسبی استفاده کرده بودند. انواع شکلات‌ها و عصاره میوه‌ها که همراه با ویتامین‌های مورد نیاز بدن جهت آزادسازی سریع‌تر انرژی و کسب مواد مورد نیاز بدن نیز در طول روز توسط این افراد مورد استفاده قرار می‌گرفت. دو فاکتور وزن و انرژی غذا برای آنها مهم‌ترین عامل در تفاوت بار حمل شده برای آنها بود.

ابزار مورد استفاده: نکته مهم در مورد دیواره ترانگو این است که این دیواره در هیچ‌کدام از مسیرهای گشایش شده بر روی خود ابزار میانی آنچنانی ندارد و فقط کارگاه‌های مسیر هستند که مناسب ایجاد شده‌اند. سنگنوردی که قصد صعود به این برج را دارد باید حتما در مرحله اول ابزارگذاری را در مسیرهای متنوع تمرین کرده باشد. با توجه به آنکه مسیر شعله‌های ابدی عموما ابزارهای ریز نیاز دارد، مسیر اسلونی طیف متنوعی از ابزارها را می‌طلبد. برای فعالیت در این منطقه بهتر است گزینه اول شما ابزار فرند در سایزهای مختلف (خصوصا شماره‌های زیرو و شماره‌های بزرگ مانند ۴ و۵) بوده و در کنار آن از یک ست کیل ریز و یک ست کیل سایز نرمال نیز استفاده کنید. ابزاری مانند ترایکم نیز در این دیواره کاربرد آنچنانی ندارد چون این دیواره خلل و فرج آنچنانی ندارد و با نبردن آن چیزی را از دست نخواهید داد. بال نات نیز در چند سایز ریز تا متوسط می‌تواند به داد شما برسد ولی می‌توان آن را با کیل نیز جایگزین نمود. طول‌ها عموما بلند هستند و بیشتر طول‌ها تا ۵۰ متر می‌رسند به همین خاطر بهتر است کوییک و ابزار به اندازه کافی داشته باشید.

نوع صعود: عموم مسیرهایی که در دیواره ترانگو تاور گشوده شده مسیرهایی هستند که پیمایش طبیعی آنها امکان‌پذیر است. مسیری مانند شعله‌های ابدی نیز به صورت مصنوعی صعود می‌شد که در سال ۲۰۰۹ برادران هوبر آن را به طور طبیعی صعود کردند و این سرآغاز فصل جدیدی در دیواره‌نوردی شد برادران هوبر برای انجام این صعود ۲ ماه در منطقه بودند و آنها بیشتر طول‌ها را به صورت REDPOINT صعود کرده و درنهایت و با مساعدت از هوای مساعد توانستند کل مسیر را در مدت ۲ روز صعود کنند. رکوردی که امسال توسط پیتر اورتنر و دیوید لاما شکسته شد. این ۲ صعودکننده برتر ۵ روز جهت هم‌هوایی تا کمپ پیشرفته، ۲ روز برای صعود تا روی طاقچه خورشید، ۱ روز استراحت کامل، ۱ روز جهت برای از برج و برگشت به طاقچه خورشید و ۱ روز برای بازگشت به کمپ اصلی زمان صرف کردند. در مجموع ۱۰ روز از کمپ اصلی به کمپ اصلی. ما خوشحالیم که تیمی بزرگ از ایران توانست این کار را در زمان ۲۰ روز (کمپ اصلی به کمپ اصلی) انجام دهد و این مساله با توجه به عدم شناخت نسبت به منطقه و حجم عظیمی از بارکشی اتفاق افتاد. قطعا ایرانیان در تلاش‌های بعدی با توجه به شناختی که از شرایط منطقه به‌دست آمده می‌توانند با سرعت مناسب‌تری نیز به این قله سرسخت دست یابند. مسیر اسلونی بعد از مسیر اترنال سخت‌ترین مسیر گشوده شده بر روی دیواره است که ۸ طول آن درجه بالاتر از ۱۲/۵ را دارد. بیشتر طول‌ها نیز درجه بالایی دارند و سنگنوردان اسلونی کاملا متواضعانه درجه داده‌اند. صعود مصنوعی بر روی این دیواره موجب از بین رفتن فرصت‌های مناسب و هوای خوب و درگیری با هوای خراب خواهد شد. تیمی که قصد دارد صعود موفقی بر روی این دیواره داشته باشد باید صعود کننده‌های طبیعی خوبی داشته باشد. حتی تیم ما که به دلیل یخ‌زدگی برخی شکاف‌ها تعدادی از طول‌ها را مصنوعی صعود کرد می‌توانست به راحتی فرصت صعود را از دست بدهد و صعود ۷ طول در روز آخر به صورت طبیعی انجام شد که باعث رسیدن نفرات به قله شد. پس از صعود قله تا ۶ روز بعد از آن هوا کاملا خراب بود و اگر ما آن روز قله را صعود نمی‌کردیم شاید این فرصت برای ما در آن برنامه از دست می‌رفت، ولی باید از این تجربه استفاده کرده و بدانیم تیمی در این منطقه موفق است که بتواند در حداقل ساعات با هوای خوب در منطقه بیشترین تعداد طول را صعود کند که این فقط با درگیری طبیعی با سنگ امکان‌پذیر می‌باشد.

وضعیت هوای منطقه: الگوی هوای منطقه بسیار جالب است. عموما شب‌ها هوا صاف است. صبح خورشید کمی دیواره را گرم می‌کند و صعود را دلچسب. حدود ساعت ۱۰ هوا خراب می‌شود و ابرها تا ساعت ۴ عصر در منطقه هستند و بارش‌های مقطعی و گاهی دردسرساز  ایجاد می‌کنند. سپس هوا صاف می‌شود و شب، قبل از تاریک شدن مجدد، با بارشی یک ساعته کارش را تمام می‌کند. بیشتر روزهایی که در منطقه بودیم هوا به همین صورت بود. از ۲۰ روزی که ما در منطقه بودیم ۵ روز بدون بارش داشتیم و بقیه روزها هوا خراب بود. البته اگر هوا از صبح زود خراب می‌شد نشان‌دهنده آن بود که عموما در طول روز هوای خوبی نداریم.

خطرناک‌ترین قسمت‌های منطقه:

شیب تند از کمپ اصلی تا پای دیواره پر بود از ریزش سنگ و مورن‌های در حال حرکت و بهمن‌هایی که از گریت ترانگو تخلیه می‌شد. این قسمت پرخطرترین قسمت دیواره بود که حسین تلاش می‌کرد با برنامه‌ریزی دقیق کمترین میزان تردد در این مسیر صورت گیرد. از پای دیواره تا انتهای طول ۵، بسیار خطرناک است چون باز امکان برخورد بهمن‌های روی دیواره و تکه‌های یخ و همچنین سقوط قارچ‌های برفی بر روی سر نفرات تیم وجود دارد. طول ۱۵ دیواره به دلیل وجود ۳ سنگ بزرگ که به حالت عجیبی به هم لاخ شده‌اند می‌تواند بسیار خطرناک باشد. طول ۲۸ مسیر نیز با دو سنگ ریزشی بزرگ و یک پوسته خطرناک جزو مناطق خطرناک دیواره است. مابقی قسمت‌های مسیر عموما ایمن هستند. دیواره ریزشی ندارد و فقط بهمن‌های کوچک است که گهگاه از روی طاقچه‌ها به پایین سرازیر می‌شود. نقاب زیر قله نیز تا قبل از ریختن می‌تواند حادثه‌ساز باشد.

تامین آب در منطقه: در کنار بیس کمپ دریاچه زیبایی وجود دارد که می‌توان با رعایت بهداشت آب مورد نیاز را از آن تامین کرد و بهتر است برای استفاده از آب از دستگاه تصفیه آب استفاده کرد. در سایر مناطق نیز امکان تامین آب با استفاده از برف موجود روی طاقچه‌ها وجود دارد.

تعداد نفرات برای انجام فعالیت: با توجه به شناخت این نوع تلاش‌ها بر روی دیواره‌های دنیا و اینکه در نهایت ترکیب ۴ یا ۵ نفره ترکیبی مناسب برای این صعودهاست، ما تصمیم گرفتیم که با تعداد بالاتری به این منطقه سفر کنیم تا بلکه تعداد بیشتری کار اصلی را لمس کنند ولي بايد در نظر گرفت با توجه به خطرات موجود در منطقه و مسیر، ایده‌آل‌ترین تیم برای فعالیت در منطقه می‌تواند حداکثر شامل ۵ نفر باشد.

این گزارش کاملا صادقانه و با ارایه کلیه نقاط ضعف و قوت موجود در برنامه نوشته شده است. امید است که تلاش ما در جهت انجام فعالیتی خارج از عرف و اجرای کاری نو در کوه‌نوردی فنی مورد قبول بزرگان کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی ایران قرار گرفته باشد. هدف ما از این صعود اجرای یک کار تیمی و هدفمند با برنامه‌ریزی مناسب بود و خوشحالیم که توانستیم به هدفمان دست یابیم. این صعود متعلق به کلیه کسانی است که برای دیواره‌نوردی ایران زحمت کشیده‌اند و در این دوی امدادی ما سعی کردیم گوشه کوچکی از نتیجه نهایی باشیم.

گزارشگر: آقایان مهدی فرهادی و حمید شفقی — اعضای اولین تیم ایرانی صعودکننده به برج بی نام ترانگو
برداشت از وبلاگ ترانگو