اولین تیم مستقلی که از استان کردستان وارد غار پراو شدند و پیمایشی تا زیر چاه ۱۰ غار داشتند این پیمایش به مناسبت گرامیداشت زنده یاد ابراهیم نصیری (هیئت موسس و سرپرست گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج )بود انجام شد.

حدودآ از ۳ ماه قبل برنامه ریزی هاو آمادگی های برای پیمایش کامل غار پراو توسط تعدادی از  اعضای کمیته غارنوردی گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج برای اولین بار در استان می شد که در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۹۱ حادثه ای دلخراش تصادف برای سرپرست و هئیت موسس گروه اتفاق افتاد که برنامه پیمایش به تعویق افتاد و بعد از گذشت ۲۰ روز از این حادثه تیم های مختلفی از جمله اردوی ششم آموزشی انتخابی برون مرزی غارنوردی و بعد از آن تیمی به سرپرستی یوسف سورنیا روی غار پراو فعالیت داشتند و برنامه ما بیشتر عقب افتاد  و شرایط اب هوایی منطقه و داخل غار کاملا عوض شده بود و طبق گزارشهای سازمان هواشناسی و اتمام شده فصل غار و شدت بارندگی در غرب کشور اوج می گرفت فقط دو روز کامل وقت داشتیم که روی این غار پراو فعالیت کنیم و بلاخره روز جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۲:۳۰ نصف شب با حضور ۵ نفر از غارنوردان گروه و جمع شدن در میدان آزادی شهر سنندج و تا ساعت ۳ ایستادیم و منتظر اتوبوس های ارومیه به طرف کرمانشاه بودیم و ساعت ۳:۱۵ بود که سوار اتوبوس شدیم و به طرف کرمانشاه حرکت کردیم و ساعت ۵:۱۵ وارد ترمینال شهید کاویانی کرمانشاه شدیم و چون حجم کوله و طناب ها زیاد بود با یک دستگاه ماشین ون از داخل ترمینال به طرف اردوگاه مخروبه چالابه رفتیم و ساعت ۶:۳۰ صبح از ماشین پیدا شدیم و با جمع و جور کردن کوله ها ساعت ۶:۵۰ دقیقه حرکت خود از مسیر تنگه عرب ها شروع کردیم و تیم های کوهنوردی مختلفی داشتند به سوی پناهگاه حرکت میکردند و ساعت ۹:۱۵ دقیقه بود که چشمه گوارای دوزه ری رسیدیم و اطرف چشمه خیلی شلوغ بود شاید حدود ۵۰ نفر کوهنورد آنجا بودند تیم ما با خوردن صبحانه و استراحت کوتاهی ساعت ۱۰ به طرف و شیب اصلی میدان پراو حرکت کردیم و حدود ۳۰۰ متر بالاتر از چشمه تیمی که سرپرست ان یوسف سورنیا بود دیدیم که به طرف پایین می آمدند وضعیت گارگاه ها و صحفه رول ها از یوسف جویا شدیم و ایشان یک سری اطلاعات در مورد غار به ما داد و چون ما از قبل اطلاعاتی غلطی در مورد صحفه ها درون غار داده بودند با کمبود صحفه و پیچ مواجه شدیم و اقای سورنیا تعدادی صحفه و پیچ را به امانت گرفتیم و نهایت تشکر را از یوسف عزیز داریم به خاطر لطف همیشگی او به طرف پناهگاه حرکت کردیم و بعد از دو بار استراحت در طول مسیر چون که حجم کوله ها و طناب ها خیلی سنگین بود و هوا نسبتآ خوب بود و ساعت ۲:۳۰ به پناهگاه رسیدیم فقط یک تیم در منطقه بود که آنها هم بعد از نیم ساعت به طرف پایین حرکت کردنند.

و بعد از استراحت کوتاهی و خوردن نهار در پناهگاه ساعت ۴:۳۰ تمام کوله بار های داخل غار را آوردیم و تک تک طناب های مختص به هر چاه را چک کردیم و درون کیسه بارها ریخیتم و شماره های هر چاه را روی کیسه بار و طناب علامت گذاری کردیم و تمام ابزارهای فنی را هم آماده کردیم و بعد از آن یک سری مواد غذایی و لباس مربوط به داخل غار و یک عدد گاز و کیت کمک های اولیه را کاملا با نایلون و چسپ واکیوم (ضد آب) کردیم و درون کیسه بار ریختیم و ساعت ۱۸:۳۰ تقریبآ تمام تجهیزات درون غار آماده بود و همگی نفرات تیم درون کیسه خواب ها رفتیم و استراحت کردیم و ساعت ۲۳:۴۵ دقیقه شب همگی از خواب بلند شدیم و با لباس پوشیدن و هارنس پوشیده آماده شدیم و به طرف دهانه غار حرکت کردیم و ساعت ۱۲:۴۵ دقیقه شب از دهانه غار کار ما شروع شد و به طرف جلو حرکت میکردیم از عظمت غار و منطقه حرف میزدیم فراز و نشیب های داخل غار را با دست به سنگ رد میکردیم و کوله ها دست به دست توسط نفرات تیم به طرف جلو می رفت به خاطر کمبود وقت سرعت ما تقریبآ زیاد بود و بدن ما تا حدی عرق کرده بوده و بعد از حدود ۲۵ دقیقه که همیشه ازش نام می بردنند و میگفتند گربه رو گربه رو )گل خیزه) رسیدیم و نایلونی که تو مسیر بود اب زیادی روش بود و با کشیدن نایلون توسط نفر اول تیم آب روی آن را خالی کردیم و دوباره نایلون را انداختیم و چهار نفر از تیم به اضاف کوله ها از ان رد شدیم و یکی از بچه ها طبق برنامه قبلی که جزء تیم پشتیبان بود پشت گل خیزه منتظر شود و حرکت خود را به طرف جلو ادامه دادیم و بعد به جای تنگتر مسیر که به سوراخ  اس (S) پراو معرف هستش رسیدم و به طرف جلو رفتیم قبل از چاه یک چاهک کوتاهی که رول زده بودند طناب ریختیم و همگی فرود رفتند و بازهم به چاه یک که به آبشار زرین معرف هستش رسیدم و گارگاه ها زدیم و با فرودی به درون یک شکاف زیر چاه یک رسیدم و از انجا هم به چاه دو ختم میشود و یکی دیگر از نفرات تیم زیر چاه یک به طرف بالا صعود کرد و عقب رفت تا به نفری که پشت گربه منتظر بود برسد و با هم به بیرون غار بروند و به این دو نفر تیم پشتیبان گفتیم که ساعت ۱۰ صبح جلو دهانه غار منتظر ما باشند و تیم سه نفره ما حرکت خود را به طرف جلو و با حمل کوله ها سنگین که بود راه را ادامه میدایم و تالا بسیار ظریف کورش کبیر رسیدم و بعد از ان به چاه سه رسیدم صدای زیبای و وهم انگیز قطرات آب به درون کف چاه را می شنیدیم و حدود ساعت ۳:۱۵ نصف شب بود با عبور از تراورس ۶ متری به گارگاه چاه سه که حدود ۷ رول داشت رسیدیم  و با بستن گارکاه چاه ۳ و تراورس آن با فرود و عبور از دو ریبلی به کف چاه رسیدیم و بعد از چاه سه شروع خرچنگ رو ها بود که اب زیادی تو حوضچه های کوچک این خرچنگ روها بود  و با فرود از چاه های ۴ و ۵ و ۶ و در بین این چاه ها خرچنگ رو های که واقعآ انرژی را میگرفتند و در بارگاه چاه ۵ استراحت کوتاهی داشتیم حرکت خود را به طرف جلو ادامه میدایم و از درون غار لذت میبریدم و در درون یکی از این خرچنگ رو ها کاملآ خیس شدیم و دروبین از زیر چاه ۶ به بعد از کار افتاد فکر کن علتش خیس شدن دوربین بود و با فرودهای خیلی دلنشین از چاه ۷ و چاه ۳۹ متری شماره ۸ جلو میرفتیم و بعد از آن به چاه ۹ که عمق آن حدود ۶ متر هستش رسیدیم و با ادامه مسیر به بالای چاه ۱۰ و عظمت این چاه که به بند پوتین معرف و عمق آن حدود ۳۰ متر هستش رسیدم و با بستن گارگاه ها و عبور از دو ریبلی آن به کف چاه ۱۰ رسیدم و با استراحت کوتاه و خوردن تنقلات و چای داغ که به دلیل سردی دمای غار و خیس بودن لباسها انرژی مثبت زیادی به ما میداد و بعد از آن به یاد مرحوم زنده یاد ابراهیم نصیری (هئیت موسس گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج)و جانباختگان غار پراو ۲ دقیقه سکوت کردیم.

طبق برنامه از قبل تعیین شده و کمبود زمان و بارش باران در منطقه خاتمه برنامه را تا کف چاه ۱۰ اعلام کردیم و تک تک نفرات شروع به صعود کردن نمودیم و چاه به چاه با جمع کردن طناب و صحفه رول ها به طرف دهانه غار حرکت میکردیم و وزن کوله ها سنگین و سنگین تر می شود و زیر چاه سه که رسیدم با خوردن تنقلاتی بدن خود را انرژی دادیم و به طرف بالا صعود کردیم و ساعت ۱ ظهر روز شنبه جلو دهانه غار بودیم و تیم پشتیبان جلو دهانه بودنند و در حمل کوله ها به ما کمک کردنند و به طرف پناهگاه رفتیم و و هوا ابری بود و با جمع و جور کردن ابزار و طناب ها و خوردن نهار مختصری ساعت ۳:۱۵ دقیقه روز شنبه به طرف چشمه دوزه ری حرکت کردیم و باران اوج گرفت بود و حسابی ما را خیس خیس کرده بود و منطقه در نهایت ارامش بود و ساعت ۵:۱۵ روی چشمه بودیم و و با استراحت کوتاهی از مسیر تنگه عرب ها سرازیر شدیم و ساعت ۸:۱۵ دقیقه نزدیک جاده اصلی شدیم و با آمدن دو عدد ماشین از آژانس سوار شدیم و به طرف میدان امام حسین کرمانشاه رفتیم و از انجا هم با دو دستگاه سواری به طرف سنندج حرکت کردیم و ساعت ۲۳:۳۰ شب میدان آزادی سنندج پیاده شدیم و برنامه با لطف یزدان الهی  و با سلامتی تک تک نفرات تیم به پایان رسید.

به امید روزی که به یاد مرحوم ابراهیم نصیری بتوانیم در عمیقترین نقطه غار های ایران و جهان باشیم و یادش را همیشه و در همه حال گرامی بداریم

تاریخ برنامه: ۱۹ و ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۱

نفرات تیم :

فریدون میرانی (سرپرست و مربی و پیمایش تا زیر چاه ۱۰ )

خبات زمانی (پیمایش تا زیر چاه ۱۰)

پیام رضابخش(پیمایش تا زیر چاه ۱۰)

آرش قیمتی (بازدید تا زیر چاه یک و جزءتیم پشتیبان)

هژیر صالحی(تیم پشتیبان)

مقدار طناب های مصرفی به احتساب گره ها:

چاه ۱ (۱۱ متر)

چاه ۲(۱۲ متر)

چاه ۳ و تراورس آن (۵۵ متر)

چاه ۴ (۹ متر)

چاه ۵ (۲۰ متر)

چاه۶ (۲۵ متر)

چاه۷(۱۰ متر)

چاه۸ (۵۰ متر)

چاه ۹(۱۰ متر)

چاه ۱۰(۵۰ متر)

وسایل عمومی :

۳۰۰ متر طناب استاتیک

۲۰ عدد کاربین پیچ

۲۵ عدد کاربین ساده

۲ عدد قرقره (rescue)

۱ عدد مینی تراکشن

تسمه ۵ عدد

یک دسته ست رولکوبی کامل

پی نوشت:

اولین تیم مستقل که برای اولین بار در استان کردستان وارد غار پراو شدند تیم مذکور بوده (از غارنوردان گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج

تیم های مختلفی از استان کردستان که روی غار پراو فعالیت داشتند به شرح زیر است:

۱-سال (۱۳۸۵)اولین نفر از استان اقای فریدون میرانی (از گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج) با تعدادی از بچه های کرمانشاه اقدام به پیمایش غار کردند و متاسفانه در چاه شماره یک دچار حادثه شد که بر اثر پاره شدن سیم بگسل گارگاه چاه یک مربوط بود به زمان انگلیسی ها .

۲-سال (۱۳۸۶) تیم دونفره اقایان آرش یاسمن پور و خبات زمانی از (گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج) و آقای آرش فرهنگ از کرمانشاه پیمایشی تا زیر چاه ۱۱ غار داشتند.

۳-سال (۱۳۸۷) تیم ۶ نفره از اقایان کورش جوانمرنژاد(سرپرست تیم)-نبی احمد پناه-آرش پرهون و خانم ها بهار زنگی بند-نادیا پرهون و ژیلا جمشید نژاد از (گروه کوهنوردی و غارشناسی آرش سنندج) و اقای یوسف سوری نیا (راهنما تیم) و هوشیار قنبری و فرزاد باقری از کرمانشاه و پیمایشی تا زیر چاه ۵ غار داشتند .

۴-سال (۱۳۹۱) آقای هیوا احمدی از (کانون کوهنوردان کردستان) با تیم یوسف سورنیا وارد غار شدند و پیمایشی را تا زیر چاه ۸ غار داشتند.