یخ‍های بین ما هم آب می‍‍شود؟ صعود ترانگو، نه فقط یک کار فنی عالی، بلکه همچنین از نظر سازمان‍دهی فعالیت، چه پیش از برنامه ی اصلی و چه پس از آن، کاری شاخص در کوه نوردی کشور بوده است و حتما در تاریخ این ورزش، ماندگار خواهد ماند. همکاری کوه نوردانی از چند شهر و باشگاه مختلف، همچنین همکاری بین بخش های دولتی و غیردولتی دست اندرکار کوه نوردی و جذب کمک و حمایت های ریز و درشت از چندین سازمان و شرکت… علاوه بر آن که خط بطلانی بود بر این گفتار کم و بیش رایج اما نادرست که «ایرانیان در کارهای جمعی ضعیف اند»، می‍ تواند الگویی هم باشد برای دیگرانی که سودای دیگر کارهای بزرگ کوه نوردی در سر دارند.

روز هشتم مرداد که زمان ورود اعضای تیم ترانگو به کشور بود، سالن فرودگاه امام برای ساعت ها، صحنه ی گفتگوی شاد و پرتفاهم کوه نوردانی از شهرهای گوناگون و با گرایش های گوناگون (مثلا مابین آن دو گروهی که گاه به “فدراسیونی” ها و “غیر فدراسیونی” ها تعبیر می شوند) بود (آن روز خوشحال بودم که چنین جمع بزرگ و متفاوتی را در یک مجلس ترحیم نمی بینم!). همین صحنه، در روز ۲۷ دی که روز گزارش برنامه ی ترانگو بود نیز تکرار شد؛ سخن رانی معقول کیومرث بابازاده که او را به عنوان یک منتقد تند فدراسیون می شناسیم، همچنین سخنان محمود شعاعی سرپرست فدراسیون کوه نوردی که بی پرده پوشی، به نقش باشگاه ها و انجمن کوه نوردان در ارتقای کوه نوردی این چند ساله اشاره داشت و بر حمایت فدراسیون از این گونه برنامه ها تاکید کرد، نمونه های خوبی از سخنان سنجیده و مفید به حال این ورزش بود.

قطعا سرپرستی شخص مردم دار و  بااخلاقی مانند حسن گرامی، و البته شعور اجتماعی بالای همه ی اعضای تیم ترانگو، در شکل گیری چنین پدیده ای کاملا موثر بوده است. و نمی توان مدیریت خوب وحید بهرامی که باشگاه داری باتجربه و دارای قدرت روابط عمومی بالا است را نیز در این قضیه نادیده گرفت. تقسیم یادگارهای ارزشمند برنامه (پرچم، کیسه بار، و…) بین فدراسیون، انجمن کوه نوردان، و انجمن غارنوردان به عنوان رکن های دولتی و غیردولتی موثر در فعالیت های کوهستانی کشور، حسن ختام برنامه ی عالی روز ۲۷ دی بود؛ بچه ها واقعا خسته نباشید و دست تان درد نکند!

عباس محمدی