این روایت را تا انتها بخوانید … قرار است مسابقات جهانی درای تولینگ در دیماه سال جاری در کشور کره جنوبی برگزار شود.

ورزشکاران می دانند که برای شرکت در این مسابقات باید روی جیبشان حساب باز کنند.
آنها تاکنون کلا” فقط روی خودشان حساب باز کرده بودند وسایل گران قیمت این رشته را تهیه نموده اند و  تمرین کرده اند بدون مربی بدون امکانات بدون سالن ….
و حال می خواهند در مسابقات جهانی در کنار بزرگان این رشته کسب تجربه کنند و هزینه این کسب تجربه را از جیب بپردازند.
آنها هیچ توقع کمکی از فدراسیون و … ندارند.
اما مشکل اینجاست که طبق قانون این مسابقات فدراسیون کوهنوردی کشورشان باید آنها را به مسئولین برگزاری معرفی کند.
به سراغ مسئولین فدراسیون می روند و تقاضای معرفی نامه می کنند. انتظار زیادی ندارند فقط  در حد یک مکاتبه , پول نمی خواهند وسیله نمی خواهند و می دانند درصورت کسب مقام نیز  جایزه ای دستشان را نخواهد گرفت.
مسئولان فدراسیون  که به یکباره توسط این ورزشکاران خبردار می شود که مسابقه جهانی قرار است برگزار شود  سراسیمه به تب و تاب می افتند که تیمی را خود تشکیل داده و به مسابقات اعزام کنند. چرا که اقتدار فدراسیون برای آنها خیلی مهم است و برای حفظ این اقتدار چه کارها که نکرده اند و شایسته نیست تیمی بدون دخالت آنها عازم مسابقه ای شود آنهم مسابقات دهان پرکنی چون مسابقات جهانی .اما به یکباره متوجه می شوند که  آخرین مسابقات یخ نوردی در رده ملی دو سال پیش برگزارشده و دیگر مسئولین وقتی برای برگزاری مسابقه نداشته اند به کارهای مهم دیگری مشغول بوده اند (کارهایی در جهت رشد و تعالی کوهنوردی!!!!!؟؟؟؟).
کارشناسان خبره فنی فدراسیون بعد از ساعتها کار کارشناسی به این نتیجه می رسند که از فینالیستهای مسابقات دوسال قبل و همچنین مسابقاتی دیگر که سال گذشته توسط باشگاه داوودی ورزشگاه امجدیه برگزار شده  دعوت کنند که در مسابقات انتخابی شرکت کنند (فارغ از اینکه بدانند این افراد توانایی پرداخت هزینه هفت میلیونی شرکت در مسابقات کره را دارند یا نه و یا اینکه طی دوسال گذشته تمرین یخنوردی و درای تولینگ کرده اند یا نه ) بقیه متقاضیان هم  که هم مدتها تمرین کرده اند و هم توان و هم تمایل به پرداخت هزینه ها را دارند از شرکت در مسابقات انتخابی محروم می کنند.
ورزشکاران محروم شده به هر دری می زنند پاسخی نمی گیرند و رئیس فدراسیون هم به آنها فرصت ملاقات نمی دهد. آنها دست به دامن سایتها و وبلاگهای کوهنوردی می شوند تا اعتراضشان را به گوش مسئولین برسانند اما این دوستان وقعی نمی نهند و اصولا” رسانه های دنیای مجازی را به رسمیت نمی شناسند . هرچند خود حضوری فعال در آن دارند.
مسابقات انتخابی با حضور چهار ورزشکار برگزار می شود تا سه نفر انتخاب شوند برای مسابقات کره.
در مسابقات درای تولینگ بجای کفش کرامپون از کفش سنگ استفاده می شود تا سناریوی خنده آورشان را تکمیل کنند و این فیلم کمدی را شبکه ورزش نیز پوشش خبری می دهد.
ورزشکاران عصبی که زحمات خودرا بر باد رفته می بینند دست به دامن شبکه ای رادیویی می شوند و سر انجام دبیر فدراسیون برای پاسخگوئی روی خط می آید و اینچنین می شود که سرانجام بعد مدتها فدراسیون به حرمت رادیو حاضر به پاسخگوئی می شود هرچند که کاش این کار را هم نمی کرد تا کوهنوردان بر بیچارگی خود بیش از پیش واقف نشوند و نبینند و نشنوند که چه افرادی  بر فدراسیون حاکم بر ورزشی که برای رشد آن برخی جان خود را نیز فدا کرده اند حکمرانی می کنند.
نویسنده: مهدی فرهادی